English    Türkçe    فارسی   

1
1537-1561

  • چون تو در قرآن حق بگریختی ** با روان انبیا آمیختی‌‌
  • هست قرآن حالهای انبیا ** ماهیان بحر پاک کبریا
  • ور بخوانی و نه‌‌ای قرآن پذیر ** انبیا و اولیا را دیده گیر
  • ور پذیرایی چو بر خوانی قصص ** مرغ جانت تنگ آید در قفص‌‌ 1540
  • مرغ کاو اندر قفس زندانی است ** می‌‌نجوید رستن از نادانی است‌‌
  • روحهایی کز قفسها رسته‌‌اند ** انبیای رهبر شایسته‌‌اند
  • از برون آوازشان آید ز دین ** که ره رستن ترا این است این‌‌
  • ما به دین رستیم زین ننگین قفس ** جز که این ره نیست چاره‌‌ی این قفس‌‌
  • خویش را رنجور سازی زار زار ** تا ترا بیرون کنند از اشتهار 1545
  • که اشتهار خلق بند محکم است ** در ره این از بند آهن کی کم است‌‌
  • قصه‌‌ی بازرگان که طوطی محبوس او او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت‌‌
  • بود بازرگانی او را طوطیی ** در قفس محبوس زیبا طوطیی‌‌
  • چون که بازرگان سفر را ساز کرد ** سوی هندستان شدن آغاز کرد
  • هر غلام و هر کنیزک را ز جود ** گفت بهر تو چه آرم گوی زود
  • هر یکی از وی مرادی خواست کرد ** جمله را وعده بداد آن نیک مرد 1550
  • گفت طوطی را چه خواهی ارمغان ** کارمت از خطه‌‌ی هندوستان‌‌
  • گفتش آن طوطی که آن جا طوطیان ** چون ببینی کن ز حال من بیان‌‌
  • کان فلان طوطی که مشتاق شماست ** از قضای آسمان در حبس ماست‌‌
  • بر شما کرد او سلام و داد خواست ** وز شما چاره و ره ارشاد خواست‌‌
  • گفت می‌‌شاید که من در اشتیاق ** جان دهم اینجا بمیرم در فراق‌‌ 1555
  • این روا باشد که من در بند سخت ** گه شما بر سبزه گاهی بر درخت‌‌
  • این چنین باشد وفای دوستان ** من در این حبس و شما در بوستان‌‌
  • یاد آرید ای مهان زین مرغ زار ** یک صبوحی در میان مرغزار
  • یاد یاران یار را میمون بود ** خاصه کان لیلی و این مجنون بود
  • ای حریفان بت موزون خود ** من قدحها می‌‌خورم پر خون خود 1560
  • یک قدح می نوش کن بر یاد من ** گر همی‌‌خواهی که بدهی داد من‌‌