English    Türkçe    فارسی   

1
2162-2186

  • بانگ آمد مر عمر را کای عمر ** بنده‌‌ی ما را ز حاجت باز خر
  • بنده‌‌ای داریم خاص و محترم ** سوی گورستان تو رنجه کن قدم‌‌
  • ای عمر برجه ز بیت المال عام ** هفت صد دینار در کف نه تمام‌‌
  • پیش او بر کای تو ما را اختیار ** این قدر بستان کنون معذور دار 2165
  • این قدر از بهر ابریشم بها ** خرج کن چون خرج شد اینجا بیا
  • پس عمر ز آن هیبت آواز جست ** تا میان را بهر این خدمت ببست‌‌
  • سوی گورستان عمر بنهاد رو ** در بغل همیان دوان در جستجو
  • گرد گورستان دوانه شد بسی ** غیر آن پیر او ندید آن جا کسی‌‌
  • گفت این نبود دگر باره دوید ** مانده گشت و غیر آن پیر او ندید 2170
  • گفت حق فرمود ما را بنده‌‌ای است ** صافی و شایسته و فرخنده‌‌ای است‌‌
  • پیر چنگی کی بود خاص خدا ** حبذا ای سر پنهان حبذا
  • بار دیگر گرد گورستان بگشت ** همچو آن شیر شکاری گرد دشت‌‌
  • چون یقین گشتش که غیر پیر نیست ** گفت در ظلمت دل روشن بسی است‌‌
  • آمد او با صد ادب آن جا نشست ** بر عمر عطسه فتاد و پیر جست‌‌ 2175
  • مر عمر را دید و ماند اندر شگفت ** عزم رفتن کرد و لرزیدن گرفت‌‌
  • گفت در باطن خدایا از تو داد ** محتسب بر پیرکی چنگی فتاد
  • چون نظر اندر رخ آن پیر کرد ** دید او را شرمسار و روی زرد
  • پس عمر گفتش مترس از من مرم ** کت بشارتها ز حق آورده‌‌ام‌‌
  • چند یزدان مدحت خوی تو کرد ** تا عمر را عاشق روی تو کرد 2180
  • پیش من بنشین و مهجوری مساز ** تا به گوشت گویم از اقبال راز
  • حق سلامت می‌‌کند می‌‌پرسدت ** چونی از رنج و غمان بی‌‌حدت‌‌
  • نک قراضه‌‌ی چند ابریشم بها ** خرج کن این را و باز اینجا بیا
  • پیر لرزان گشت چون این را شنید ** دست می‌‌خایید و بر خود می‌‌تپید
  • بانگ می‌‌زد کای خدای بی‌‌نظیر ** بس که از شرم آب شد بی‌‌چاره پیر 2185
  • چون بسی بگریست و از حد رفت درد ** چنگ را زد بر زمین و خرد کرد