English    Türkçe    فارسی   

1
2520-2544

  • بی‌‌خبر کآزار این آزار اوست ** آب این خم متصل با آب جوست‌‌ 2520
  • ز آن تعلق کرد با جسمی اله ** تا که گردد جمله عالم را پناه‌‌
  • ناقه‌‌ی جسم ولی را بنده باش ** تا شوی با روح صالح خواجه‌‌تاش‌‌
  • گفت صالح چون که کردید این حسد ** بعد سه روز از خدا نقمت رسد
  • بعد سه روز دگر از جان ستان ** آفتی آید که دارد سه نشان‌‌
  • رنگ روی جمله تان گردد دگر ** رنگ رنگ مختلف اندر نظر 2525
  • روز اول رویتان چون زعفران ** در دوم رو سرخ همچون ارغوان‌‌
  • در سوم گردد همه روها سیاه ** بعد از آن اندر رسد قهر اله‌‌
  • گر نشان خواهید از من زین وعید ** کره‌‌ی ناقه به سوی که دوید
  • گر توانیدش گرفتن چاره هست ** ور نه خود مرغ امید از دام جست‌‌
  • کس نتانست اندر آن کره رسید ** رفت در کهسارها شد ناپدید 2530
  • گفت دیدید آن قضا مبرم شده ست ** صورت اومید را گردن زده ست‌‌
  • کره‌‌ی ناقه چه باشد خاطرش ** که بجا آرید ز احسان و برش‌‌
  • گر بجا آید دلش رستید از آن ** ور نه نومیدید و ساعد را گزان‌‌
  • چون شنیدند این وعید منکدر ** چشم بنهادند و آن را منتظر
  • روز اول روی خود دیدند زرد ** می‌‌زدند از ناامیدی آه سرد 2535
  • سرخ شد روی همه روز دوم ** نوبت اومید و توبه گشت گم‌‌
  • شد سیه روز سوم روی همه ** حکم صالح راست شد بی‌‌ملحمه‌‌
  • چون همه در ناامیدی سر زدند ** همچو مرغان در دو زانو آمدند
  • در نبی آورد جبریل امین ** شرح این زانو زدن را جاثمین‌‌
  • زانو آن دم زن که تعلیمت کنند ** وز چنین زانو زدن بیمت کنند 2540
  • منتظر گشتند زخم قهر را ** قهر آمد نیست کرد آن شهر را
  • صالح از خکوت بسوی شهر رفت ** شهر دید اندر میان دود و نفت
  • ناله از اجزای ایشان می‌‌شنید ** نوحه پیدا نوحه گویان ناپدید
  • ز استخوانهاشان شنید او ناله‌‌ها ** اشک ریز از جانشان چون ژاله‌‌ها