English    Türkçe    فارسی   

1
3420-3444

  • خار خار دو فرشته هم نهشت ** تا که تخم خویش بینی را نکشت‌‌ 3420
  • پس همی‌‌گفتند کای ارکانیان ** بی‌‌خبر از پاکی روحانیان‌‌
  • ما بر این گردون تتقها می‌‌تنیم ** بر زمین آییم و شادروان زنیم‌‌
  • عدل توزیم و عبادت آوریم ** باز هر شب سوی گردون بر پریم‌‌
  • تا شویم اعجوبه‌‌ی دور زمان ** تا نهیم اندر زمین امن و امان‌‌
  • آن قیاس حال گردون بر زمین ** راست ناید فرق دارد در کمین‌‌ 3425
  • در بیان آن که حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان‌‌
  • بشنو الفاظ حکیم پرده‌‌ای ** سر همانجا نه که باده خورده‌‌ای‌‌
  • چون که از میخانه مستی ضال شد ** تسخر و بازیچه‌‌ی اطفال شد
  • می‌‌فتد او سو به سو بر هر رهی ** در گل و می‌‌خنددش هر ابلهی‌‌
  • او چنین و کودکان اندر پی‌‌اش ** بی‌‌خبر از مستی و ذوق می‌‌اش‌‌
  • خلق اطفال‌‌اند جز مست خدا ** نیست بالغ جز رهیده از هوا 3430
  • گفت دنیا لعب و لهو است و شما ** کودکید و راست فرماید خدا
  • از لعب بیرون نرفتی کودکی ** بی‌‌ذکات روح کی باشد ذکی‌‌
  • چون جماع طفل دان این شهوتی ** که همی‌‌رانند اینجا ای فتی‌‌
  • آن جماع طفل چه بود بازیی ** با جماع رستمی و غازیی‌‌
  • جنگ خلقان همچو جنگ کودکان ** جمله بی‌‌معنی و بی‌‌مغز و مهان‌‌ 3435
  • جمله با شمشیر چوبین جنگشان ** جمله در لاینفعی آهنگشان‌‌
  • جمله‌‌شان گشته سواره بر نیی ** کاین براق ماست یا دلدل پیی‌‌
  • حامل‌‌اند و خود ز جهل افراشته ** راکب و محمول ره پنداشته‌‌
  • باش تا روزی که محمولان حق ** اسب تازان بگذرند از نه طبق‌‌
  • تعرج الروح إلیه و الملک ** من عروج الروح یهتز الفلک‌‌ 3440
  • همچو طفلان جمله‌‌تان دامن سوار ** گوشه‌‌ی دامن‌‌گرفته اسب‌‌وار
  • از حق إن الظن لا يغنی رسید ** مرکب ظن بر فلک‌‌ها کی دوید
  • اغلب الظنین فی ترجیح ذا ** لا تماری الشمس فی توضیحها
  • آن گهی بینید مرکبهای خویش ** مرکبی سازیده‌‌اید از پای خویش‌‌