English    Türkçe    فارسی   

1
3493-3517

  • نقش و قشر علم را بگذاشتند ** رایت عین الیقین افراشتند
  • رفت فکر و روشنایی یافتند ** نحر و بحر آشنایی یافتند
  • مرگ کاین جمله از او در وحشت‌‌اند ** می‌‌کنند این قوم بر وی ریشخند 3495
  • کس نیابد بر دل ایشان ظفر ** بر صدف آید ضرر نی بر گهر
  • گر چه نحو و فقه را بگذاشتند ** لیک محو و فقر را برداشتند
  • تا نقوش هشت جنت تافته ست ** لوح دلشان را پذیرا یافته ست‌‌
  • برترند از عرش و کرسی و خلا ** ساکنان مقعد صدق خدا
  • پرسیدن پیغامبر علیه السلام مر زید را امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مومنا یا رسول الله‌‌
  • گفت پیغمبر صباحی زید را ** کیف اصبحت ای رفیق با صفا 3500
  • گفت عبدا مومنا باز اوش گفت ** کو نشان از باغ ایمان گر شگفت‌‌
  • گفت تشنه بوده‌‌ام من روزها ** شب نخفته ستم ز عشق و سوزها
  • تا ز روز و شب گذر کردم چنان ** که از اسپر بگذرد نوک سنان‌‌
  • که از آن سو جمله‌‌ی ملت یکی ست ** صد هزاران سال و یک ساعت یکی ست‌‌
  • هست ازل را و ابد را اتحاد ** عقل را ره نیست آن سو ز افتقاد 3505
  • گفت از این ره کو رهاوردی بیار ** در خور فهم و عقول این دیار
  • گفت خلقان چون ببینند آسمان ** من ببینم عرش را با عرشیان‌‌
  • هشت جنت هفت دوزخ پیش من ** هست پیدا همچو بت پیش شمن‌‌
  • یک به یک وامی‌‌شناسم خلق را ** همچو گندم من ز جو در آسیا
  • که بهشتی کیست و بیگانه کی است ** پیش من پیدا چو مار و ماهی است‌‌ 3510
  • این زمان پیدا شده بر این گروه ** یوم تبیض و تسود وجوه‌‌
  • پیش از این هر چند جان پر عیب بود ** در رحم بود و ز خلقان غیب بود
  • الشقی من شقی فی بطن الام ** من سمات الجسم یعرف حالهم‌‌
  • تن چو مادر طفل جان را حامله ** مرگ درد زادن است و زلزله‌‌
  • جمله جانهای گذشته منتظر ** تا چگونه زاید آن جان بطر 3515
  • زنگیان گویند خود از ماست او ** رومیان گویند بس زیباست او
  • چون بزاید در جهان جان و جود ** پس نماند اختلاف بیض و سود