English    Türkçe    فارسی   

1
686-710

  • منبسط بودیم و یک جوهر همه ** بی‌‌سر و بی‌‌پا بدیم آن سر همه‌‌
  • یک گهر بودیم همچون آفتاب ** بی‌‌گره بودیم و صافی همچو آب‌‌
  • چون به صورت آمد آن نور سره ** شد عدد چون سایه‌‌های کنگره‌‌
  • کنگره ویران کنید از منجنیق ** تا رود فرق از میان این فریق‌‌
  • شرح این را گفتمی من از مری ** لیک ترسم تا نلغزد خاطری‌‌ 690
  • نکته‌‌ها چون تیغ پولاد است تیز ** گر نداری تو سپر واپس گریز
  • پیش این الماس بی‌‌اسپر میا ** کز بریدن تیغ را نبود حیا
  • زین سبب من تیغ کردم در غلاف ** تا که کج خوانی نخواند بر خلاف‌‌
  • آمدیم اندر تمامی داستان ** وز وفاداری جمع راستان‌‌
  • کز پس این پیشوا برخاستند ** بر مقامش نایبی می‌‌خواستند 695
  • منازعت امرا در ولیعهدی
  • یک امیری ز آن امیران پیش رفت ** پیش آن قوم وفا اندیش رفت‌‌
  • گفت اینک نایب آن مرد من ** نایب عیسی منم اندر زمن‌‌
  • اینک این طومار برهان من است ** کاین نیابت بعد از او آن من است‌‌
  • آن امیر دیگر آمد از کمین ** دعوی او در خلافت بد همین‌‌
  • از بغل او نیز طوماری نمود ** تا بر آمد هر دو را خشم جهود 700
  • آن امیران دگر یک یک قطار ** بر کشیده تیغهای آب دار
  • هر یکی را تیغ و طوماری به دست ** درهم‌‌افتادند چون پیلان مست‌‌
  • صد هزاران مرد ترسا کشته شد ** تا ز سرهای بریده پشته شد
  • خون روان شد همچو سیل از چپ و راست ** کوه کوه اندر هوا زین گرد خاست‌‌
  • تخمهای فتنه‌‌ها کاو کشته بود ** آفت سرهای ایشان گشته بود 705
  • جوزها بشکست و آن کان مغز داشت ** بعد کشتن روح پاک نغز داشت‌‌
  • کشتن و مردن که بر نقش تن است ** چون انار و سیب را بشکستن است‌‌
  • آن چه شیرین است او شد ناردانگ ** و آن که پوسیده ست نبود غیر بانگ‌‌
  • آن چه با معنی است خود پیدا شود ** و آن چه پوسیده ست او رسوا شود
  • رو به معنی کوش ای صورت پرست ** ز آن که معنی بر تن صورت پر است‌‌ 710