English    Türkçe    فارسی   

1
861-885

  • آتش ابراهیم را دندان نزد ** چون گزیده‌‌ی حق بود چونش گزد
  • ز آتش شهوت نسوزد اهل دین ** باقیان را برده تا قعر زمین‌‌
  • موج دریا چون به امر حق بتاخت ** اهل موسی را ز قبطی واشناخت‌‌
  • خاک قارون را چو فرمان در رسید ** با زر و تختش به قعر خود کشید
  • آب و گل چون از دم عیسی چرید ** بال و پر بگشاد مرغی شد پرید 865
  • هست تسبیحت بخار آب و گل ** مرغ جنت شد ز نفخ صدق دل‌‌
  • کوه طور از نور موسی شد به رقص ** صوفی کامل شد و رست او ز نقص‌‌
  • چه عجب گر کوه صوفی شد عزیز ** جسم موسی از کلوخی بود نیز
  • طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول نکردن نصیحت خاصان خویش‌‌
  • این عجایب دید آن شاه جهود ** جز که طنز و جز که انکارش نبود
  • ناصحان گفتند از حد مگذران ** مرکب استیزه را چندین مران‌‌ 870
  • ناصحان را دست بست و بند کرد ** ظلم را پیوند در پیوند کرد
  • بانگ آمد کار چون اینجا رسید ** پای دار ای سگ که قهر ما رسید
  • بعد از آن آتش چهل گز بر فروخت ** حلقه گشت و آن جهودان را بسوخت‌‌
  • اصل ایشان بود آتش ابتدا ** سوی اصل خویش رفتند انتها
  • هم ز آتش زاده بودند آن فریق ** جزوها را سوی کل باشد طریق‌‌ 875
  • آتشی بودند مومن سوز و بس ** سوخت خود را آتش ایشان چو خس‌‌
  • آن که بوده ست امه الهاویه ** هاویه آمد مر او را زاویه‌‌
  • مادر فرزند جویان وی است ** اصلها مر فرعها را در پی است‌‌
  • آب اندر حوض اگر زندانی است ** باد نشفش می‌‌کند کار کانی است‌‌
  • می‌‌رهاند می‌‌برد تا معدنش ** اندک اندک تا نبینی بردنش‌‌ 880
  • وین نفس جانهای ما را همچنان ** اندک اندک دزدد از حبس جهان‌‌
  • تا إلیه یصعد أطیاب الکلم ** صاعدا منا إلی حیث علم‌‌
  • ترتقی أنفاسنا بالمنتقی ** متحفا منا إلی دار البقا
  • ثم تاتینا مکافات المقال ** ضعف ذاک رحمة من ذی الجلال‌‌
  • ثم یلجینا الی امثالها ** کی ینال العبد مما نالها 885