English    Türkçe    فارسی   

2
1046-1070

  • یک فسانه راست آمد یا دروغ ** تا دهد مر راستیها را فروغ‏
  • حسد کردن حشم بر غلام خاص
  • پادشاهی بنده‏ای را از کرم ** بر گزیده بود بر جمله حشم‏
  • جامگی او وظیفه‏ی چل امیر ** ده یک قدرش ندیدی صد وزیر
  • از کمال طالع و اقبال و بخت ** او ایازی بود و شه محمود وقت‏
  • روح او با روح شه در اصل خویش ** پیش از این تن بوده هم پیوند و خویش‏ 1050
  • کار آن دارد که پیش از تن بده ست ** بگذر از اینها که نو حادث شده ست‏
  • کار عارف راست کاو نه احول است ** چشم او بر کشتهای اول است‏
  • آن چه گندم کاشتندش و آن چه جو ** چشم او آن جاست روز و شب گرو
  • آنچ آبست است شب جز آن نزاد ** حیله‏ها و مکرها باد است باد
  • کی کند دل خوش به حیلتهای گش ** آن که بیند حیله‏ی حق بر سرش‏ 1055
  • او درون دام دامی می‏نهد ** جان تو نه این جهد نه آن جهد
  • گر بروید ور بریزد صد گیاه ** عاقبت بر روید آن کشته‏ی اله‏
  • کشت نو کارید بر کشت نخست ** این دوم فانی است و آن اول درست‏
  • تخم اول کامل و بگزیده است ** تخم ثانی فاسد و پوسیده است‏
  • افکن این تدبیر خود را پیش دوست ** گر چه تدبیرت هم از تدبیر اوست‏ 1060
  • کار آن دارد که حق افراشته ست ** آخر آن روید که اول کاشته ست‏
  • هر چه کاری از برای او بکار ** چون اسیر دوستی ای دوستدار
  • گرد نفس دزد و کار او مپیچ ** هر چه آن نه کار حق هیچ است هیچ‏
  • پیش از آن که روز دین پیدا شود ** نزد مالک دزد شب رسوا شود
  • رخت دزدیده به تدبیر و فنش ** مانده روز داوری بر گردنش‏ 1065
  • صد هزاران عقل با هم بر جهند ** تا به غیر دام او دامی نهند
  • دام خود را سخت‏تر یابند و بس ** کی نماید قوتی با باد خس‏
  • گر تو گویی فایده‏ی هستی چه بود ** در سؤالت فایده هست ای عنود
  • گر ندارد این سؤالت فایده ** چه شنویم این را عبث بی‏عایده‏
  • ور سؤالت را بسی فاییده‏هاست ** پس جهان بی‏فایده آخر چراست‏ 1070