English    Türkçe    فارسی   

2
2413-2437

  • چون ز شوی اولش کودک بود ** مهر و کل خاطرش آن سو رود
  • دور شو تا اسب نندازد لگد ** سم اسب توسنم بر تو رسد
  • های و هویی کرد شیخ و باز راند ** کودکان را باز سوی خویش خواند 2415
  • باز بانگش کرد آن سایل بیا ** یک سؤالم ماند ای شاه کیا
  • باز راند این سو بگو زودتر چه بود ** که ز میدان آن بچه گویم ربود
  • گفت ای شه با چنین عقل و ادب ** این چه شیداست این چه فعل است ای عجب‏
  • تو ورای عقل کلی در بیان ** آفتابی در جنون چونی نهان‏
  • گفت این اوباش رایی می‏زنند ** تا در این شهر خودم قاضی کنند 2420
  • دفع می‏گفتم مرا گفتند نی ** نیست چون تو عالمی صاحب فنی‏
  • با وجود تو حرام است و خبیث ** که کم از تو در قضا گوید حدیث‏
  • در شریعت نیست دستوری که ما ** کمتر از تو شه کنیم و پیشوا
  • زین ضرورت گیج و دیوانه شدم ** لیک در باطن همانم که بدم‏
  • عقل من گنج است و من ویرانه‏ام ** گنج اگر پیدا کنم دیوانه‏ام‏ 2425
  • اوست دیوانه که دیوانه نشد ** این عسس را دید و در خانه نشد
  • دانش من جوهر آمد نه عرض ** این بهایی نیست بهر هر غرض‏
  • کان قندم نیستان شکرم ** هم ز من می‏روید و من می‏خورم‏
  • علم تقلیدی و تعلیمی است آن ** کز نفورش مستمع دارد فغان‏
  • چون پی دانه نه بهر روشنی است ** همچو طالب علم دنیای دنی است‏ 2430
  • طالب علم است بهر عام و خاص ** نی که تا یابد از این عالم خلاص‏
  • همچو موشی هر طرف سوراخ کرد ** چون که نورش راند از در گشت سرد
  • چون که سوی دشت و نورش ره نبود ** هم در آن ظلمات جهدی می‏نمود
  • گر خدایش پر دهد پر خرد ** برهد از موشی و چون مرغان پرد
  • ور نجوید پر بماند زیر خاک ** ناامید از رفتن راه سماک‏ 2435
  • علم گفتاری که آن بی‏جان بود ** عاشق روی خریداران بود
  • گر چه باشد وقت بحث علم زفت ** چون خریدارش نباشد مرد و رفت‏