English    Türkçe    فارسی   

3
1075-1099

  • همچو تو سالوس بسیاران بدند ** عاقبت در مصر ما رسوا شدند 1075
  • جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش
  • گفت با امر حقم اشراک نیست ** گر بریزد خونم امرش باک نیست
  • راضیم من شاکرم من ای حریف ** این طرف رسوا و پیش حق شریف
  • پیش خلقان خوار و زار و ریش‌خند ** پیش حق محبوب و مطلوب و پسند
  • از سخن می‌گویم این ورنه خدا ** از سیه‌رویان کند فردا ترا
  • عزت آن اوست و آن بندگانش ** ز آدم و ابلیس بر می‌خوان نشانش 1080
  • شرح حق پایان ندارد همچو حق ** هین دهان بربند و برگردان ورق
  • پاسخ فرعون موسی را علیه السلام
  • گفت فرعونش ورق درحکم ماست ** دفتر و دیوان حکم این دم مراست
  • مر مرا بخریده‌اند اهل جهان ** از همه عاقلتری تو ای فلان
  • موسیا خود را خریدی هین برو ** خویشتن کم بین به خود غره مشو
  • جمع آرم ساحران دهر را ** تا که جهل تو نمایم شهر را 1085
  • این نخواهد شد بروزی و دو روز ** مهلتم ده تا چهل روز تموز
  • جواب موسی فرعون را
  • گفت موسی این مرا دستور نیست ** بنده‌ام امهال تو مامور نیست
  • گر تو چیری و مرا خود یار نیست ** بنده فرمانم بدانم کار نیست
  • می‌زنم با تو بجد تا زنده‌ام ** من چه کاره‌ی نصرتم من بنده‌ام
  • می‌زنم تا در رسد حکم خدا ** او کند هر خصم از خصمی جدا 1090
  • جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلام
  • گفت نه نه مهلتم باید نهاد ** عشوه‌ها کم ده تو کم پیمای باد
  • حق تعالی وحی کردش در زمان ** مهلتش ده متسع مهراس از آن
  • این چهل روزش بده مهلت بطوع ** تا سگالد مکرها او نوع نوع
  • تا بکوشد او که نی من خفته‌ام ** تیز رو گو پیش ره بگرفته‌ام
  • حیله‌هاشان را همه برهم زنم ** و آنچ افزایند من بر کم زنم 1095
  • آب را آرند من آتش کنم ** نوش و خوش گیرند و من ناخوش کنم
  • مهر پیوندند و من ویران کنم ** آنک اندر وهم نارند آن کنم
  • تو مترس و مهلتش ده دم‌دراز ** گو سپه گرد آر و صد حیلت بساز
  • مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین
  • گفت امر آمد برو مهلت ترا ** من بجای خود شدم رستی ز ما