English    Türkçe    فارسی   

3
146-170

  • آن یکی همره نخورد و پند داد ** که حدیث آن فقیرش بود یاد
  • از کبابش مانع آمد آن سخن ** بخت نو بخشد ترا عقل کهن
  • پس بیفتادند و خفتند آن همه ** وان گرسنه چون شبان اندر رمه
  • دید پیلی سهمناکی می‌رسید ** اولا آمد سوی حارس دوید
  • بوی می‌کرد آن دهانش را سه بار ** هیچ بویی زو نیامد ناگوار 150
  • چند باری گرد او گشت و برفت ** مر ورا نازرد آن شه‌پیل زفت
  • مر لب هر خفته‌ای را بوی کرد ** بوی می‌آمد ورا زان خفته مرد
  • از کباب پیل‌زاده خورده بود ** بر درانید و بکشتش پیل زود
  • در زمان او یک بیک را زان گروه ** می‌درانید و نبودش زان شکوه
  • بر هوا انداخت هر یک را گزاف ** تا همی‌زد بر زمین می‌شد شکاف 155
  • ای خورنده‌ی خون خلق از راه برد ** تا نه آرد خون ایشانت نبرد
  • مال ایشان خون ایشان دان یقین ** زانک مال از زور آید در یمین
  • مادر آن پیل‌بچگان کین کشد ** پیل بچه‌خواره را کیفر کشد
  • پیل‌بچه می‌خوری ای پاره‌خوار ** هم بر آرد خصم پیل از تو دمار
  • بوی رسوا کرد مکر اندیش را ** پیل داند بوی طفل خویش را 160
  • آنک یابد بوی حق را از یمن ** چون نیابد بوی باطل را ز من
  • مصطفی چون برد بوی از راه دور ** چون نیابد از دهان ما بخور
  • هم بیابد لیک پوشاند ز ما ** بوی نیک و بد بر آید بر سما
  • تو همی‌خسپی و بوی آن حرام ** می‌زند بر آسمان سبزفام
  • همره انفاس زشتت می‌شود ** تا به بوگیران گردون می‌رود 165
  • بوی کبر و بوی حرص و بوی آز ** در سخن گفتن بیاید چون پیاز
  • گر خوری سوگند من کی خورده‌ام ** از پیاز و سیر تقوی کرده‌ام
  • آن دم سوگند غمازی کند ** بر دماغ همنشینان بر زند
  • پس دعاها رد شود از بوی آن ** آن دل کژ می‌نماید در زبان
  • اخسا آید جواب آن دعا ** چوب رد باشد جزای هر دغا 170