English    Türkçe    فارسی   

3
1576-1600

  • زن توقف کرد مردش بانگ زد ** کای عدو زوتر ترا این می‌سزد
  • در جامه‌ی خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری
  • جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز ** گفت امکان نه و باطن پر ز سوز
  • گر بگویم متهم دارد مرا ** ور نگویم جد شود این ماجرا
  • فال بد رنجور گرداند همی ** آدمی را که نبودستش غمی
  • قول پیغامبر قبوله یفرض ** ان تمارضتم لدینا تمرضوا 1580
  • گر بگویم او خیالی بر زند ** فعل دارد زن که خلوت می‌کند
  • مر مرا از خانه بیرون می‌کند ** بهر فسقی فعل و افسون می‌کند
  • جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد ** آه آه و ناله از وی می‌بزاد
  • کودکان آنجا نشستند و نهان ** درس می‌خواندند با صد اندهان
  • کین همه کردیم و ما زندانییم ** بد بنایی بود ما بد بانییم 1585
  • دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید
  • گفت آن زیرک که ای قوم پسند ** درس خوانید و کنید آوا بلند
  • چون همی‌خواندند گفت ای کودکان ** بانگ ما استاد را دارد زیان
  • درد سر افزاید استا را ز بانگ ** ارزد این کو درد یابد بهر دانگ
  • گفت استا راست می‌گوید روید ** درد سر افزون شدم بیرون شوید
  • خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر
  • سجده کردند و بگفتند ای کریم ** دور بادا از تو رنجوری و بیم 1590
  • پس برون جستند سوی خانه‌ها ** همچو مرغان در هوای دانه‌ها
  • مادرانشان خشمگین گشتند و گفت ** روز کتاب و شما با لهو جفت
  • عذر آوردند کای مادر تو بیست ** این گناه از ما و از تقصیر نیست
  • از قضای آسمان استاد ما ** گشت رنجور و سقیم و مبتلا
  • مادران گفتند مکرست و دروغ ** صد دروغ آرید بهر طمع دوغ 1595
  • ما صباح آییم پیش اوستا ** تا ببینیم اصل این مکر شما
  • کودکان گفتند بسم الله روید ** بر دروغ و صدق ما واقف شوید
  • رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد
  • بامدادان آمدند آن مادران ** خفته استا همچو بیمار گران
  • هم عرق کرده ز بسیاری لحاف ** سر ببسته رو کشیده در سجاف
  • آه آهی می‌کند آهسته او ** جملگان گشتند هم لا حول‌گو 1600