English    Türkçe    فارسی   

3
1720-1744

  • وهم تفریق سر و پا از تو رفت ** دفع وهم اسپر رسیدت نیک زفت 1720
  • سبب جرات ساحران فرعون بر قطع دست و پا
  • ساحران را نه که فرعون لعین ** کرد تهدید سیاست بر زمین
  • که ببرم دست و پاتان از خلاف ** پس در آویزم ندارمتان معاف
  • او همی‌پنداشت کایشان در همان ** وهم و تخویفند و وسواس و گمان
  • که بودشان لرزه و تخویف و ترس ** از توهمها و تهدیدات نفس
  • او نمی‌داست کایشان رسته‌اند ** بر دریچه‌ی نور دل بنشسته‌اند 1725
  • این جهان خوابست اندر ظن مه‌ایست ** گر رود درخواب دستی باک نیست
  • گر بخواب اندر سرت ببرید گاز ** هم سرت بر جاست و هم عمرت دراز
  • گر ببینی خواب در خود را دو نیم ** تن‌درستی چون بخیزی نی سقیم
  • حاصل اندر خواب نقصان بدن ** نیست باک و نه دوصد پاره شدن
  • این جهان را که بصورت قایمست ** گفت پیغامبر که حلم نایمست 1730
  • از ره تقلید تو کردی قبول ** سالکان این دیده پیدا بی رسول
  • روز در خوابی مگو کین خواب نیست ** سایه فرعست اصل جز مهتاب نیست
  • خواب و بیداریت آن دان ای عضد ** که ببیند خفته کو در خواب شد
  • او گمان برده که این دم خفته‌ام ** بی‌خبر زان کوست درخواب دوم
  • هاون گردون اگر صد بارشان ** خرد کوبد اندرین گلزارشان 1735
  • اصل این ترکیب را چون دیده‌اند ** از فروع وهم کم ترسیده‌اند
  • سایه‌ی خود را ز خود دانسته‌اند ** چابک و چست و گش و بر جسته‌اند
  • کوزه‌گر گر کوزه‌ای را بشکند ** چون بخواهد باز خود قایم کند
  • کور را هر گام باشد ترس چاه ** با هزاران ترس می‌آید براه
  • مرد بینا دید عرض راه را ** پس بداند او مغاک و چاه را 1740
  • پا و زانواش نلرزد هر دمی ** رو ترش کی دارد او از هر غمی
  • خیز فرعونا که ما آن نیستیم ** که بهر بانگی و غولی بیستیم
  • خرقه‌ی ما را بدر دوزنده هست ** ورنه ما را خود برهنه‌تر به است
  • بی لباس این خوب را اندر کنار ** خوش در آریم ای عدو نابکار