English    Türkçe    فارسی   

3
2191-2215

  • دیو آن دم از عداوت بین بین ** بانگ زد کای سگ‌پرستان علتین
  • مرگ و جسک ای اهل انکار و نفاق ** عاقبت خواهد بدن این اتفاق
  • چشمتان تر باشد از بعد خلاص ** که شوید از بهر شهوت دیو خاص
  • یادتان ناید که روزی در خطر ** دستتان بگرفت یزدان از قدر
  • این همی‌آمد ندا از دیو لیک ** این سخن را نشنود جز گوش نیک 2195
  • راست فرمودست با ما مصطفی ** قطب و شاهنشاه و دریای صفا
  • کانچ جاهل دید خواهد عاقبت ** عاقلان بینند ز اول مرتبت
  • کارها ز آغاز اگر غیبست و سر ** عاقل اول دید و آخر آن مصر
  • اولش پوشیده باشد و آخر آن ** عاقل و جاهل ببیند در عیان
  • گر نبینی واقعه‌ی غیب ای عنود ** حزم را سیلاب کی اندر ربود 2200
  • حزم چه بود بدگمانی بر جهان ** دم بدم بیند بلای ناگهان
  • تصورات مرد حازم
  • آنچنانک ناگهان شیری رسید ** مرد را بربود و در بیشه کشید
  • او چه اندیشد در آن بردن ببین ** تو همان اندیش ای استاد دین
  • می‌کشد شیر قضا در بیشه‌ها ** جان ما مشغول کار و پیشه‌ها
  • آنچنانک از فقر می‌ترسند خلق ** زیر آب شور رفته تا به حلق 2205
  • گر بترسندی از آن فقرآفرین ** گنجهاشان کشف گشتی در زمین
  • جمله‌شان از خوف غم در عین غم ** در پی هستی فتاده در عدم
  • دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی
  • چون دقوقی آن قیامت را بدید ** رحم او جوشید و اشک او دوید
  • گفت یا رب منگر اندر فعلشان ** دستشان گیر ای شه نیکو نشان
  • خوش سلامتشان به ساحل با زبر ** ای رسیده دست تو در بحر و بر 2210
  • ای کریم و ای رحیم سرمدی ** در گذار از بدسگالان این بدی
  • ای بداده رایگان صد چشم و گوش ** بی ز رشوت بخش کرده عقل و هوش
  • پیش از استحقاق بخشیده عطا ** دیده از ما جمله کفران و خطا
  • ای عظیم از ما گناهان عظیم ** تو توانی عفو کردن در حریم
  • ما ز آز و حرص خود را سوختیم ** وین دعا را هم ز تو آموختیم 2215