English    Türkçe    فارسی   

3
2929-2953

  • جان برای امر او داریم ما ** گر به ریگی گوید او کاریم ما
  • غیر حق جان نبی را یار نیست ** با قبول و رد خلقش کار نیست 2930
  • مزد تبلیغ رسالاتش ازوست ** زشت و دشمن‌رو شدیم از بهر دوست
  • ما برین درگه ملولان نیستیم ** تا ز بعد راه هر جا بیستیم
  • دل فرو بسته و ملول آنکس بود ** کز فراق یار در محبس بود
  • دلبر و مطلوب با ما حاضرست ** در نثار رحمتش جان شاکرست
  • در دل ما لاله‌زار و گلشنیست ** پیری و پژمردگی را راه نیست 2935
  • دایما تر و جوانیم و لطیف ** تازه و شیرین و خندان و ظریف
  • پیش ما صد سال و یکساعت یکیست ** که دراز و کوته از ما منفکیست
  • آن دراز و کوتهی در جسمهاست ** آن دراز و کوته اندر جان کجاست
  • سیصد و نه سال آن اصحاب کهف ** پیششان یک روز بی اندوه و لهف
  • وانگهی بنمودشان یک روز هم ** که به تن باز آمد ارواح از عدم 2940
  • چون نباشد روز و شب یا ماه و سال ** کی بود سیری و پیری و ملال
  • در گلستان عدم چون بی‌خودیست ** مستی از سغراق لطف ایزدیست
  • لم یذق لم یدر هر کس کو نخورد ** کی بوهم آرد جعل انفاس ورد
  • نیست موهوم ار بدی موهوم آن ** همچو موهومان شدی معدوم آن
  • دوزخ اندر وهم چون آرد بهشت ** هیچ تابد روی خوب از خوک زشت 2945
  • هین گلوی خود مبر هان ای مهان ** این‌چنین لقمه رسیده تا دهان
  • راههای صعب پایان برده‌ایم ** ره بر اهل خویش آسان کرده‌ایم
  • مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام
  • قوم گفتند از شما سعد خودیت ** نحس مایید و ضدیت و مرتدیت
  • جان ما فارغ بد از اندیشه‌ها ** در غم افکندید ما را و عنا
  • ذوق جمعیت که بود و اتفاق ** شد ز فال زشتتان صد افتراق 2950
  • طوطی نقل شکر بودیم ما ** مرغ مرگ‌اندیش گشتیم از شما
  • هر کجا افسانه‌ی غم‌گستریست ** هر کجا آوازه‌ی مستنکریست
  • هر کجا اندر جهان فال بذست ** هر کجا مسخی نکالی ماخذست