English    Türkçe    فارسی   

3
3101-3125

  • زین دکان رفتن چه کانشان رو نمود ** اندرین بازار چون بستند سود
  • آتش آن را رام چون خلخال شد ** بحر آن را رام شد حمال شد
  • آهن آن را رام شد چون موم شد ** باد آن را بنده و محکوم شد
  • بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء
  • قوم دیگر سخت پنهان می‌روند ** شهره‌ی خلقان ظاهر کی شوند
  • این همه دارند و چشم هیچ کس ** بر نیفتد بر کیاشان یک نفس 3105
  • هم کرامتشان هم ایشان در حرم ** نامشان را نشنوند ابدال هم
  • یا نمی‌دانی کرمهای خدا ** کو ترا می‌خواند آن سو که بیا
  • شش جهت عالم همه اکرام اوست ** هر طرف که بنگری اعلام اوست
  • چون کریمی گویدت آتش در آ ** اندر آ زود و مگو سوزد مرا
  • حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن
  • از انس فرزند مالک آمدست ** که به مهمانی او شخصی شدست 3110
  • او حکایت کرد کز بعد طعام ** دید انس دستارخوان را زردفام
  • چرکن و آلوده گفت ای خادمه ** اندر افکن در تنورش یک‌دمه
  • در تنور پر ز آتش در فکند ** آن زمان دستارخوان را هوشمند
  • جمله مهمانان در آن حیران شدند ** انتظار دود کندوری بدند
  • بعد یکساعت بر آورد از تنور ** پاک و اسپید و از آن اوساخ دور 3115
  • قوم گفتند ای صحابی عزیز ** چون نسوزید و منقی گشت نیز
  • گفت زانک مصطفی دست و دهان ** بس بمالید اندرین دستارخوان
  • ای دل ترسنده از نار و عذاب ** با چنان دست و لبی کن اقتراب
  • چون جمادی را چنین تشریف داد ** جان عاشق را چه‌ها خواهد گشاد
  • مر کلوخ کعبه را چون قبله کرد ** خاک مردان باش ای جان در نبرد 3120
  • بعد از آن گفتند با آن خادمه ** تو نگویی حال خود با این همه
  • چون فکندی زود آن از گفت وی ** گیرم او بردست در اسرار پی
  • این‌چنین دستارخوان قیمتی ** چون فکندی اندر آتش ای ستی
  • گفت دارم بر کریمان اعتماد ** نیستم ز اکرام ایشان ناامید
  • میزری چه بود اگر او گویدم ** در رو اندر عین آتش بی ندم 3125