English    Türkçe    فارسی   

3
3601-3625

  • تا قیامت گر بگویم زین کلام ** صد قیامت بگذرد وین ناتمام
  • آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ
  • بر ملولان این مکرر کردنست ** نزد من عمر مکرر بردنست
  • شمع از برق مکرر بر شود ** خاک از تاب مکرر زر شود
  • گر هزاران طالب‌اند و یک ملول ** از رسالت باز می‌ماند رسول
  • این رسولان ضمیر رازگو ** مستمع خواهند اسرافیل‌خو 3605
  • نخوتی دارند و کبری چون شهان ** چاکری خواهند از اهل جهان
  • تا ادبهاشان بجاگه ناوری ** از رسالتشان چگونه بر خوری
  • کی رسانند آن امانت را بتو ** تا نباشی پیششان راکع دوتو
  • هر ادبشان کی همی‌آید پسند ** کامدند ایشان ز ایوان بلند
  • نه گدایانند کز هر خدمتی ** از تو دارند ای مزور منتی 3610
  • لیک با بی‌رغبتیها ای ضمیر ** صدقه‌ی سلطان بیفشان وا مگیر
  • اسپ خود را ای رسول آسمان ** در ملولان منگر و اندر جهان
  • فرخ آن ترکی که استیزه نهد ** اسپش اندر خندق آتش جهد
  • گرم گرداند فرس را آنچنان ** که کند آهنگ اوج آسمان
  • چشم را از غیر و غیرت دوخته ** همچو آتش خشک و تر را سوخته 3615
  • گر پشیمانی برو عیبی کند ** آتش اول در پشیمانی زند
  • خود پشیمانی نروید از عدم ** چون ببیند گرمی صاحب‌قدم
  • شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی
  • اسپ داند بانگ و بوی شیر را ** گر چه حیوانست الا نادرا
  • بل عدو خویش را هر جانور ** خود بداند از نشان و از اثر
  • روز خفاشک نیارد بر پرید ** شب برون آمد چو دزدان و چرید 3620
  • از همه محروم‌تر خفاش بود ** که عدو آفتاب فاش بود
  • نه تواند در مصافش زخم خورد ** نه بنفرین تاندش مهجور کرد
  • آفتابی که بگرداند قفاش ** از برای غصه و قهر خفاش
  • غایت لطف و کمال او بود ** گرنه خفاشش کجا مانع شود
  • دشمنی گیری بحد خویش گیر ** تا بود ممکن که گردانی اسیر 3625