English    Türkçe    فارسی   

4
2063-2087

  • از اشارتهای دریا سر متاب ** ختم کن والله اعلم بالصواب
  • هم‌چنین پیوسته کرد آن بی‌ادب ** پیش پیغامبر سخن زان سرد لب
  • دست می‌دادش سخن او بی‌خبر ** که خبر هرزه بود پیش نظر 2065
  • این خبرها از نظر خود نایبست ** بهر حاضر نیست بهر غایبست
  • هر که او اندر نظر موصول شد ** این خبرها پیش او معزول شد
  • چونک با معشوق گشتی همنشین ** دفع کن دلالگان را بعد ازین
  • هر که از طفلی گذشت و مرد شد ** نامه و دلاله بر وی سرد شد
  • نامه خواند از پی تعلیم را ** حرف گوید از پی تفهیم را 2070
  • پیش بینایان خبر گفتن خطاست ** کان دلیل غفلت و نقصان ماست
  • پیش بینا شد خموشی نفع تو ** بهر این آمد خطاب انصتوا
  • گر بفرماید بگو بر گوی خوش ** لیک اندک گو دراز اندر مکش
  • ور بفرماید که اندر کش دراز ** هم‌چنان شرمین بگو با امر ساز
  • همچنین که من درین زیبا فسون ** با ضیاء الحق حسام‌الدین کنون 2075
  • چونک کوته می‌کنم من از رشد ** او به صد نوعم بگفتن می‌کشد
  • ای حسام‌الدین ضیاء ذوالجلال ** چونک می‌بینی چه می‌جویی مقال
  • این مگر باشد ز حب مشتهی ** اسقنی خمرا و قل لی انها
  • بر دهان تست این دم جام او ** گوش می‌گوید که قسم گوش کو
  • قسم تو گرمیست نک گرمی و مست ** گفت حرص من ازین افزون‌ترست 2080
  • جواب گفتن مصطفی علیه‌السلام اعتراض کننده را
  • در حضور مصطفای قندخو ** چون ز حد برد آن عرب از گفت و گو
  • آن شه والنجم و سلطان عبس ** لب گزید آن سرد دم را گفت بس
  • دست می‌زند بهر منعش بر دهان ** چند گویی پیش دانای نهان
  • پیش بینا برده‌ای سرگین خشک ** که بخر این را به جای ناف مشک
  • بعر را ای گنده‌مغز گنده‌مخ ** زیر بینی بنهی و گویی که اخ 2085
  • اخ اخی برداشتی ای گیج گاج ** تا که کالای بدت یابد رواج
  • تا فریبی آن مشام پاک را ** آن چریده‌ی گلشن افلاک را