English    Türkçe    فارسی   

4
231-255

  • تا ز غمزه تیر آمد بر جگر ** که منم حارس گزافه کم نگر
  • کی کم از بره کم از بزغاله‌ام ** که نباشد حارس از دنباله‌ام
  • حارسی دارم که ملکش می‌سزد ** داند او بادی که آن بر من وزد
  • سرد بود آن باد یا گرم آن علیم ** نیست غافل نیست غایب ای سقیم
  • نفس شهوانی ز حق کرست و کور ** من به دل کوریت می‌دیدم ز دور 235
  • هشت سالت زان نپرسیدم به هیچ ** که پرت دیدم ز جهل پیچ پیچ
  • خود چه پرسم آنک او باشد بتون ** که تو چونی چون بود او سرنگون
  • مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام
  • شهوت دنیا مثال گلخنست ** که ازو حمام تقوی روشنست
  • لیک قسم متقی زین تون صفاست ** زانک در گرمابه است و در نقاست
  • اغنیا ماننده‌ی سرگین‌کشان ** بهر آتش کردن گرمابه‌بان 240
  • اندریشان حرص بنهاده خدا ** تا بود گرمابه گرم و با نوا
  • ترک این تون گوی و در گرمابه ران ** ترک تون را عین آن گرمابه دان
  • هر که در تونست او چون خادمست ** مر ورا که صابرست و حازمست
  • هر که در حمام شد سیمای او ** هست پیدا بر رخ زیبای او
  • تونیان را نیز سیما آشکار ** از لباس و از دخان و از غبار 245
  • ور نبینی روش بویش را بگیر ** بو عصا آمد برای هر ضریر
  • ور نداری بو در آرش در سخن ** از حدیث نو بدان راز کهن
  • پس بگوید تونیی صاحب ذهب ** بیست سله چرک بردم تا به شب
  • حرص تو چون آتشست اندر جهان ** باز کرده هر زبانه صد دهان
  • پیش عقل این زر چو سرگین ناخوشست ** گرچه چون سرگین فروغ آتشست 250
  • آفتابی که دم از آتش زند ** چرک تر را لایق آتش کند
  • آفتاب آن سنگ را هم کرد زر ** تا بتون حرص افتد صد شرر
  • آنک گوید مال گرد آورده‌ام ** چیست یعنی چرک چندین برده‌ام
  • این سخن گرچه که رسوایی‌فزاست ** در میان تونیان زین فخرهاست
  • که تو شش سله کشیدی تا به شب ** من کشیدم بیست سله بی کرب 255