English    Türkçe    فارسی   

4
2812-2836

  • هم ز دندانت برآید دردها ** تا بگویی دوزخست و اژدها
  • یا کند آب دهانت را عسل ** که بگویی که بهشتست و حلل
  • از بن دندان برویاند شکر ** تا بدانی قوت حکم قدر
  • پس به دندان بی‌گناهان را مگز ** فکر کن از ضربت نامحترز 2815
  • نیل را بر قبطیان حق خون کند ** سبطیان را از بلا محصون کند
  • تا بدانی پیش حق تمییز هست ** در میان هوشیار راه و مست
  • نیل تمییز از خدا آموختست ** که گشاد آن را و این را سخت بست
  • لطف او عاقل کند مر نیل را ** قهر او ابله کند قابیل را
  • در جمادات از کرم عقل آفرید ** عقل از عاقل به قهر خود برید 2820
  • در جماد از لطف عقلی شد پدید ** وز نکال از عاقلان دانش رمید
  • عقل چون باران به امر آنجا بریخت ** عقل این سو خشم حق دید و گریخت
  • ابر و خورشید و مه و نجم بلند ** جمله بر ترتیب آیند و روند
  • هر یکی ناید مگر در وقت خویش ** که نه پس ماند ز هنگام و نه پیش
  • چون نکردی فهم این را ز انبیا ** دانش آوردند در سنگ و عصا 2825
  • تا جمادات دگر را بی لباس ** چون عصا و سنگ داری از قیاس
  • طاعت سنگ و عصا ظاهر شود ** وز جمادات دگر مخبر شود
  • که ز یزدان آگهیم و طایعیم ** ما همه نی اتفاقی ضایعیم
  • هم‌چو آب نیل دانی وقت غرق ** کو میان هر دو امت کرد فرق
  • چون زمین دانیش دانا وقت خسف ** در حق قارون که قهرش کرد و نسف 2830
  • چون قمر که امر بشنید و شتافت ** پس دو نیمه گشت بر چرخ و شکافت
  • چون درخت و سنگ کاندر هر مقام ** مصطفی را کرده ظاهرالسلام
  • جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم می‌گوید
  • دی یکی می‌گفت عالم حادثست ** فانیست این چرخ و حقش وارثست
  • فلسفیی گفت چون دانی حدوث ** حادثی ابر چون داند غیوث
  • ذره‌ای خود نیستی از انقلاب ** تو چه می‌دانی حدوث آفتاب 2835
  • کرمکی کاندر حدث باشد دفین ** کی بداند آخر و بدو زمین