English    Türkçe    فارسی   

4
3526-3550

  • باز چون تجدید ایمان بر تنی ** باز از فرعون بیزاری کنی
  • موسی رحمت ببینی آمده ** نیل خون بینی ازو آبی شده
  • چون سر رشته نگه داری درون ** نیل ذوق تو نگردد هیچ خون
  • من گمان بردم که ایمان آورم ** تا ازین طوفان خون آبی خورم
  • من چه دانستم که تبدیلی کند ** در نهاد من مرا نیلی کند 3530
  • سوی چشم خود یکی نیلم روان ** برقرارم پیش چشم دیگران
  • هم‌چنانک این جهان پیش نبی ** غرق تسبیحست و پیش ما غبی
  • پیش چشمش این جهان پر عشق و داد ** پیش چشم دیگران مرده و جماد
  • پست و بالا پیش چشمش تیزرو ** از کلوخ و خشت او نکته شنو
  • با عوام این جمله بسته و مرده‌ای ** زین عجب‌تر من ندیدم پرده‌ای 3535
  • گورها یکسان به پیش چشم ما ** روضه و حفره به چشم اولیا
  • عامه گفتندی که پیغامبر ترش ** از چه گشتست و شدست او ذوق‌کش
  • خاص گفتندی که سوی چشمتان ** می‌نماید او ترش ای امتان
  • یک زمان درچشم ما آیید تا ** خنده‌ها بینید اندر هل اتی
  • از سر امرود بن بنماید آن ** منعکس صورت بزیر آ ای جوان 3540
  • آن درخت هستی است امرودبن ** تا بر آنجایی نماید نو کهن
  • تا بر آنجایی ببینی خارزار ** پر ز کزدمهای خشم و پر ز مار
  • چون فرود آیی ببینی رایگان ** یک جهان پر گل‌رخان و دایگان
  • حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبن می‌نماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد می‌دید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت
  • آن زنی می‌خواست تا با مول خود ** بر زند در پیش شوی گول خود
  • پس به شوهر گفت زن کای نیکبخت ** من برآیم میوه چیدن بر درخت 3545
  • چون برآمد بر درخت آن زن گریست ** چون ز بالا سوی شوهر بنگریست
  • گفت شوهر را کای مابون رد ** کیست آن لوطی که بر تو می‌فتد
  • تو به زیر او چو زن بغنوده‌ای ** ای فلان تو خود مخنث بوده‌ای
  • گفت شوهر نه سرت گویی بگشت ** ورنه اینجا نیست غیر من به دشت
  • زن مکرر کرد که آن با برطله ** کیست بر پشتت فرو خفته هله 3550