English    Türkçe    فارسی   

5
1003-1027

  • اندکی زین شرب کم کن بهر خویش  ** تا که حوض کوثری یابی به پیش 
  • جرعه بر خاک وفا آنکس که ریخت  ** کی تواند صید دولت زو گریخت 
  • خوش کند دلشان که اصلح بالهم  ** رد من بعد التوی انزالهم  1005
  • ای اجل وی ترک غارت‌ساز ده  ** هر چه بردی زین شکوران باز ده 
  • وا دهد ایشان بنپذیرند آن  ** زانک منعم گشته‌اند از رخت جان 
  • صوفییم و خرقه‌ها انداختیم  ** باز نستانیم چون در باختیم 
  • ما عوض دیدیم آنگه چون عوض  ** رفت از ما حاجت و حرص و غرض 
  • ز آب شور و مهلکی بیرون شدیم  ** بر رحیق و چشمه‌ی کوثر زدیم  1010
  • آنچ کردی ای جهان با دیگران  ** بی‌وفایی و فن و ناز گران 
  • بر سرت ریزیم ما بهر جزا  ** که شهیدیم آمده اندر غزا 
  • تا بدانی که خدای پاک را  ** بندگان هستند پر حمله و مری 
  • سبلت تزویر دنیا بر کنند  ** خیمه را بر باروی نصرت زنند 
  • این شهیدان باز نو غازی شدند  ** وین اسیران باز بر نصرت زدند  1015
  • سر برآوردند باز از نیستی  ** که ببین ما را گر اکمه نیستی 
  • تا بدانی در عدم خورشیدهاست  ** وآنچ اینجا آفتاب آنجا سهاست 
  • در عدم هستی برادر چون بود  ** ضد اندر ضد چون مکنون بود 
  • یخرج الحی من المیت بدان  ** که عدم آمد امید عابدان 
  • مرد کارنده که انبارش تهیست  ** شاد و خوش نه بر امید نیستیست  1020
  • که بروید آن ز سوی نیستی  ** فهم کن گر واقف معنیستی 
  • دم به دم از نیستی تو منتظر  ** که بیابی فهم و ذوق آرام و بر 
  • نیست دستوری گشاد این راز را  ** ورنه بغدادی کنم ابخاز را 
  • پس خزانه‌ی صنع حق باشد عدم  ** که بر آرد زو عطاها دم به دم 
  • مبدع آمد حق و مبدع آن بود  ** که برآرد فرع بی‌اصل و سند  1025
  • مثال عالم هست نیست‌نما و عالم نیست هست‌نما 
  • نیست را بنمود هست و محتشم  ** هست را بنمود بر شکل عدم 
  • بحر را پوشید و کف کرد آشکار  ** باد را پوشید و بنمودت غبار