English    Türkçe    فارسی   

5
1743-1767

  • وا رهی زین روزی ریزه‌ی کثیف  ** در فتی در لوت و در قوت شریف 
  • گر هزاران رطل لوتش می‌خوری  ** می‌روی پاک و سبک هم‌چون پری 
  • که نه حبس باد و قولنجت کند  ** چارمیخ معده آهنجت کند  1745
  • گر خوری کم گرسنه مانی چو زاغ  ** ور خوری پر گیرد آروغت دماغ 
  • کم خوری خوی بد و خشکی و دق  ** پر خوری شد تخمه را تن مستحق 
  • از طعام الله و قوت خوش‌گوار  ** بر چنان دریا چو کشتی شو سوار 
  • باش در روزه شکیبا و مصر  ** دم به دم قوت خدا را منتظر 
  • که آن خدای خوب‌کار بردبار  ** هدیه‌ها را می‌دهد در انتظار  1750
  • انتظار نان ندارد مرد سیر  ** که سبک آید وظیفه یا که دیر 
  • بی‌نوا هر دم همی گوید که کو  ** در مجاعت منتظر در جست و جو 
  • چون نباشی منتظر ناید به تو  ** آن نواله‌ی دولت هفتاد تو 
  • ای پدر الانتظار الانتظار  ** از برای خوان بالا مردوار 
  • هر گرسنه عاقبت قوتی بیافت  ** آفتاب دولتی بر وی بتافت  1755
  • ضیف با همت چو ز آشی کم خورد  ** صاحب خوان آش بهتر آورد 
  • جز که صاحب خوان درویشی لیم  ** ظن بد کم بر به رزاق کریم 
  • سر برآور هم‌چو کوهی ای سند  ** تا نخستین نور خور بر تو زند 
  • که آن سر کوه بلند مستقر  ** هست خورشید سحر را منتظر 
  • جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات 
  • آن یکی می‌گفت خوش بودی جهان  ** گر نبودی پای مرگ اندر میان  1760
  • آن دگر گفت ار نبودی مرگ هیچ  ** که نیرزیدی جهان پیچ‌پیچ 
  • خرمنی بودی به دشت افراشته  ** مهمل و ناکوفته بگذاشته 
  • مرگ را تو زندگی پنداشتی  ** تخم را در شوره خاکی کاشتی 
  • عقل کاذب هست خود معکوس‌بین  ** زندگی را مرگ بیند ای غبین 
  • ای خدا بنمای تو هر چیز را  ** آنچنان که هست در خدعه‌سرا  1765
  • هیچ مرده نیست پر حسرت ز مرگ  ** حسرتش آنست کش کم بود برگ 
  • ورنه از چاهی به صحرا اوفتاد  ** در میان دولت و عیش و گشاد