English    Türkçe    فارسی   

5
254-278

  • گر گواه قول کژ گوید ردست  ** ور گواه فعل کژ پوید ردست 
  • قول و فعل بی‌تناقض بایدت  ** تا قبول اندر زمان بیش آیدت  255
  • سعیکم شتی تناقض اندرید  ** روز می‌دوزید شب بر می‌درید 
  • پس گواهی با تناقض کی شنود  ** یا مگر حلمی کند از لطف خود 
  • فعل و قول اظهار سرست و ضمیر  ** هر دو پیدا می‌کند سر ستیر 
  • چون گواهت تزکیه شد شد قبول  ** ورنه محبوس است اندر مول مول 
  • تا تو بستیزی ستیزند ای حرون  ** فانتظرهم انهم منتظرون  260
  • عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش 
  • این سخن پایان ندارد مصطفی  ** عرضه کرد ایمان و پذرفت آن فتی 
  • آن شهادت را که فرخ بوده است  ** بندهای بسته را بگشوده است 
  • گشت مؤمن گفت او را مصطفی  ** که امشبان هم باش تو مهمان ما 
  • گفت والله تا ابد ضیف توم  ** هر کجا باشم بهر جا که روم 
  • زنده کرده و معتق و دربان تو  ** این جهان و آن جهان بر خوان تو  265
  • هر که بگزیند جزین بگزیده خوان  ** عاقبت درد گلویش ز استخوان 
  • هر که سوی خوان غیر تو رود  ** دیو با او دان که هم‌کاسه بود 
  • هر که از همسایگی تو رود  ** دیو بی‌شکی که همسایه‌ش شود 
  • ور رود بی‌تو سفر او دوردست  ** دیو بد همراه و هم‌سفره‌ی ویست 
  • ور نشیند بر سر اسپ شریف  ** حاسد ماهست دیو او را ردیف  270
  • ور بچه گیرد ازو شهناز او  ** دیو در نسلش بود انباز او 
  • در نبی شارکهم گفتست حق  ** هم در اموال و در اولاد ای شفق 
  • گفت پیغامبر ز غیب این را جلی  ** در مقالات نوادر با علی 
  • یا رسول‌الله رسالت را تمام  ** تو نمودی هم‌چو شمس بی‌غمام 
  • این که تو کردی دو صد مادر نکرد  ** عیسی از افسونش با عازر نکرد  275
  • از تو جانم از اجل نک جان ببرد  ** عازر ار شد زنده زان دم باز مرد 
  • گشت مهمان رسول آن شب عرب  ** شیر یک بز نیمه خورد و بست لب 
  • کرد الحاحش بخور شیر و رقاق  ** گفت گشتم سیر والله بی‌نفاق