English    Türkçe    فارسی   

6
1261-1285

  • هم نه‌ای طوطی که چون قندت دهند  ** گوش سوی گفت شیرینت نهند 
  • هم نه‌ای بلبل که عاشق‌وار زار  ** خوش بنالی در چمن یا لاله‌زار 
  • هم نه‌ای هدهد که پیکیها کنی  ** نه چو لک‌لک که وطن بالا کنی 
  • در چه کاری تو و بهر چت خرند  ** تو چه مرغی و ترا با چه خورند 
  • زین دکان با مکاسان برتر آ  ** تا دکان فضل که الله اشتری  1265
  • کاله‌ای که هیچ خلقش ننگرید  ** از خلاقت آن کریم آن را خرید 
  • هیچ قلبی پیش او مردود نیست  ** زانک قصدش از خریدن سود نیست 
  • رجوع به داستان آن کمپیر 
  • چون عروسی خواست رفتن آن خریف  ** موی ابرو پاک کرد آن مستخیف 
  • پیش رو آیینه بگرفت آن عجوز  ** تا بیاراید رخ و رخسار و پوز 
  • چند گلگونه بمالید از بطر  ** سفره‌ی رویش نشد پوشیده‌تر  1270
  • عشرهای مصحف از جا می‌برید  ** می‌بچفسانید بر رو آن پلید 
  • تا که سفره‌ی روی او پنهان شود  ** تا نگین حلقه‌ی خوبان شود 
  • عشرها بر روی هر جا می‌نهاد  ** چونک بر می‌بست چادر می‌فتاد 
  • باز او آن عشرها را با خدو  ** می‌بچفسانید بر اطراف رو 
  • باز چادر راست کردی آن تکین  ** عشرها افتادی از رو بر زمین  1275
  • چون بسی می‌کرد فن و آن می‌فتاد  ** گفت صد لعنت بر آن ابلیس باد 
  • شد مصور آن زمان ابلیس زود  ** گفت ای قحبه‌ی قدید بی‌ورود 
  • من همه عمر این نیندیشیده‌ام  ** نه ز جز تو قحبه‌ای این دیده‌ام 
  • تخم نادر در فضیحت کاشتی  ** در جهان تو مصحفی نگذاشتی 
  • صد بلیسی تو خمیس اندر خمیس  ** ترک من گوی ای عجوزه‌ی دردبیس  1280
  • چند دزدی عشر از علم کتاب  ** تا شود رویت ملون هم‌چو سیب 
  • چند دزدی حرف مردان خدا  ** تا فروشی و ستانی مرحبا 
  • رنگ بر بسته ترا گلگون نکرد  ** شاخ بر بسته فن عرجون نکرد 
  • عاقبت چون چادر مرگت رسد  ** از رخت این عشرها اندر فتد 
  • چونک آید خیزخیزان رحیل  ** گم شود زان پس فنون قال و قیل  1285