English    Türkçe    فارسی   

6
2280-2304

  • لیک خورشید عنایت تافته‌ست  ** آیسان را از کرم در یافته‌ست  2280
  • نرد بس نادر ز رحمت باخته  ** عین کفران را انابت ساخته 
  • هم ازین بدبختی خلق آن جواد  ** منفجر کرده دو صد چشمه‌ی وداد 
  • غنچه را از خار سرمایه دهد  ** مهره را از مار پیرایه دهد 
  • از سواد شب برون آرد نهار  ** وز کف معسر برویاند یسار 
  • آرد سازد ریگ را بهر خلیل  ** کو با داود گردد هم رسیل  2285
  • کوه با وحشت در آن ابر ظلم  ** بر گشاید بانگ چنگ و زیر و بم 
  • خیز ای داود از خلقان نفیر  ** ترک آن کردی عوض از ما بگیر 
  • انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار 
  • گفت آن درویش ای دانای راز  ** از پی این گنج کردم یاوه‌تاز 
  • دیو حرص و آز و مستعجل تگی  ** نی تانی جست و نی آهستگی 
  • من ز دیگی لقمه‌ای نندوختم  ** کف سیه کردم دهان را سوختم  2290
  • خود نگفتم چون درین ناموقنم  ** زان گره‌زن این گره را حل کنم 
  • قول حق را هم ز حق تفسیر جو  ** هین مگو ژاژ از گمان ای سخت‌رو 
  • آن گره کو زد همو بگشایدش  ** مهره کو انداخت او بربایدش 
  • گرچه آسانت نمود آن سان سخن  ** کی بود آسان رموز من لدن 
  • گفت یا رب توبه کردم زین شتاب  ** چون تو در بستی تو کن هم فتح باب  2295
  • بر سر خرقه شدن بار دگر  ** در دعا کردن بدم هم بی‌هنر 
  • کو هنر کو من کجا دل مستوی  ** این همه عکس توست و خود توی 
  • هر شبی تدبیر و فرهنگم به خواب  ** هم‌چو کشتی غرقه می‌گردد ز آب 
  • خود نه من می‌مانم و نه آن هنر  ** تن چو مرداری فتاده بی‌خبر 
  • تا سحر جمله شب آن شاه علی  ** خود همی‌گوید الستی و بلی  2300
  • کو بلی‌گو جمله را سیلاب برد  ** یا نهنگی خورد کل را کرد و مرد 
  • صبح‌دم چون تیغ گوهردار خود  ** از نیام ظلمت شب بر کند 
  • آفتاب شرق شب را طی کند  ** از نهنگ آن خورده‌ها را قی کند 
  • رسته چون یونس ز معده‌ی آن نهنگ  ** منتشر گردیم اندر بو و رنگ