English    Türkçe    فارسی   

6
31-55

  • گر پلیدی پیش ما رسوا بود  ** خوک و سگ را شکر و حلوا بود 
  • گر پلیدان این پلیدیها کنند  ** آبها بر پاک کردن می‌تنند 
  • گرچه ماران زهرافشان می‌کنند  ** ورچه تلخان‌مان پریشان می‌کنند 
  • نحلها بر کو و کندو و شجر  ** می‌نهند از شهد انبار شکر 
  • زهرها هرچند زهری می‌کنند  ** زود تریاقاتشان بر می‌کنند  35
  • این جهان جنگست کل چون بنگری  ** ذره با ذره چو دین با کافری 
  • آن یکی ذره همی پرد به چپ  ** وآن دگر سوی یمین اندر طلب 
  • ذره‌ای بالا و آن دیگر نگون  ** جنگ فعلیشان ببین اندر رکون 
  • جنگ فعلی هست از جنگ نهان  ** زین تخالف آن تخالف را بدان 
  • ذره‌ای کان محو شد در آفتاب  ** جنگ او بیرون شد از وصف و حساب  40
  • چون ز ذره محو شد نفس و نفس  ** جنگش اکنون جنگ خورشیدست بس 
  • رفت از وی جنبش طبع و سکون  ** از چه از انا الیه راجعون 
  • ما به بحر تو ز خود راجع شدیم  ** وز رضاع اصل مسترضع شدیم 
  • در فروغ راه ای مانده ز غول  ** لاف کم زن از اصول ای بی‌اصول 
  • جنگ ما و صلح ما در نور عین  ** نیست از ما هست بین اصبعین  45
  • جنگ طبعی جنگ فعلی جنگ قول  ** در میان جزوها حربیست هول 
  • این جهان زن جنگ قایم می‌بود  ** در عناصر در نگر تا حل شود 
  • چار عنصر چار استون قویست  ** که بدیشان سقف دنیا مستویست 
  • هر ستونی اشکننده‌ی آن دگر  ** استن آب اشکننده‌ی آن شرر 
  • پس بنای خلق بر اضداد بود  ** لاجرم ما جنگییم از ضر و سود  50
  • هست احوالم خلاف همدگر  ** هر یکی با هم مخالف در اثر 
  • چونک هر دم راه خود را می‌زنم  ** با دگر کس سازگاری چون کنم 
  • موج لشکرهای احوالم ببین  ** هر یکی با دیگری در جنگ و کین 
  • می‌نگر در خود چنین جنگ گران  ** پس چه مشغولی به جنگ دیگران 
  • یا مگر زین جنگ حقت وا خرد  ** در جهان صلح یک رنگت برد  55