English    Türkçe    فارسی   

6
3197-3221

  • ما رمیت اذ رمیت احمد بدست  ** دیدن او دیدن خالق شدست 
  • خدمت او خدمت حق کردنست  ** روز دیدن دیدن این روزنست 
  • خاصه این روزن درخشان از خودست  ** نی ودیعه‌ی آفتاب و فرقدست 
  • هم از آن خورشید زد بر روزنی  ** لیک از راه و سوی معهود نی  3200
  • در میان شمس و این روزن رهی  ** هست روزنها نشد زو آگهی 
  • تا اگر ابری بر آید چرخ‌پوش  ** اندرین روزن بود نورش به جوش 
  • غیر راه این هوا و شش جهت  ** در میان روزن و خور مالفت 
  • مدحت و تسبیح او تسبیح حق  ** میوه می‌روید ز عین این طبق 
  • سیب روید زین سبد خوش لخت لخت  ** عیب نبود گر نهی نامش درخت  3205
  • این سبد را تو درخت سیب خوان  ** که میان هر دو راه آمد نهان 
  • آنچ روید از درخت بارور  ** زین سبد روید همان نوع از ثمر 
  • پس سبد را تو درخت بخت بین  ** زیر سایه‌ی این سبد خوش می‌نشین 
  • نان چو اطلاق آورد ای مهربان  ** نان چرا می‌گوییش محموده خوان 
  • خاک ره چون چشم روشن کرد و جان  ** خاک او را سرمه بین و سرمه دان  3210
  • چون ز روی این زمین تابد شروق  ** من چرا بالا کنم رو در عیوق 
  • شد فنا هستش مخوان ای چشم‌شوخ  ** در چنین جو خشک کی ماند کلوخ 
  • پیش این خورشید کی تابد هلال  ** با چنان رستم چه باشد زور زال 
  • طالبست و غالبست آن کردگار  ** تا ز هستی‌ها بر آرد او دمار 
  • دو مگو و دو مدان و دو مخوان  ** بنده را در خواجه‌ی خود محو دان  3215
  • خواجه هم در نور خواجه‌آفرین  ** فانیست و مرده و مات و دفین 
  • چون جدا بینی ز حق این خواجه را  ** گم کنی هم متن و هم دیباجه را 
  • چشم و دل را هین گذاره کن ز طین  ** این یکی قبله‌ست دو قبله مبین 
  • چون دو دیدی ماندی از هر دو طرف  ** آتشی در خف فتاد و رفت خف 
  • مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکان‌های این شهر و اگر بی‌تدارک هم‌چنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکان‌ها را از هم جدا دانسته‌ام 
  • گر عمر نامی تو اندر شهر کاش  ** کس بنفروشد به صد دانگت لواش  3220
  • چون به یک دکان بگفتی عمرم  ** این عمر را نان فروشید از کرم