English    Türkçe    فارسی   

6
850-874

  • کس درینجا نیست جز دیو و پری  ** روزگار خود چه یاوه می‌بری  850
  • بهر گوشی می‌زنی دف گوش کو  ** هوش باید تا بداند هوش کو 
  • گفت گفتی بشنو از چاکر جواب  ** تا نمانی در تحیر و اضطراب 
  • گرچه هست این دم بر تو نیم‌شب  ** نزد من نزدیک شد صبح طرب 
  • هر شکستی پیش من پیروز شد  ** جمله شبها پیش چشمم روز شد 
  • پیش تو خونست آب رود نیل  ** نزد من خون نیست آبست ای نبیل  855
  • در حق تو آهنست آن و رخام  ** پیش داود نبی مومست و رام 
  • پیش تو که بس گرانست و جماد  ** مطربست او پیش داود اوستاد 
  • پیش تو آن سنگ‌ریزه ساکتست  ** پیش احمد او فصیح و قانتست 
  • پیش تو استون مسجد مرده‌ایست  ** پیش احمد عاشقی دل برده‌ایست 
  • جمله اجزای جهان پیش عوام  ** مرده و پیش خدا دانا و رام  860
  • آنچ گفتی کاندرین خانه و سرا  ** نیست کس چون می‌زنی این طبل را 
  • بهر حق این خلق زرها می‌دهند  ** صد اساس خیر و مسجد می‌نهند 
  • مال و تن در راه حج دوردست  ** خوش همی‌بازند چون عشاق مست 
  • هیچ می‌گویند کان خانه تهیست  ** بلک صاحب‌خانه جان مختبیست 
  • پر همی‌بیند سرای دوست را  ** آنک از نور الهستش ضیا  865
  • بس سرای پر ز جمع و انبهی  ** پیش چشم عاقبت‌بینان تهی 
  • هر که را خواهی تو در کعبه بجو  ** تا بروید در زمان او پیش رو 
  • صورتی کو فاخر و عالی بود  ** او ز بیت الله کی خالی بود 
  • او بود حاضر منزه از رتاج  ** باقی مردم برای احتیاج 
  • هیچ می‌گویند کین لبیکها  ** بی‌ندایی می‌کنیم آخر چرا  870
  • بلک توفیقی که لبیک آورد  ** هست هر لحظه ندایی از احد 
  • من ببو دانم که این قصر و سرا  ** بزم جان افتاد و خاکش کیمیا 
  • مس خود را بر طریق زیر و بم  ** تا ابد بر کیمیااش می‌زنم 
  • تا بجوشد زین چنین ضرب سحور  ** در درافشانی و بخشایش به حور