English    Türkçe    فارسی   


  • چینیان گفتند یک خانه به ما ** خاص بسپارید و یک آن شما 3470
  • (Then) the Chinese said, “Hand over to us a particular room, and (let there be) one for you (as well).”
  • بود دو خانه مقابل دربدر ** ز آن یکی چینی ستد رومی دگر
  • There were two rooms with door facing door: the Chinese took one, the Greeks the other.
  • چینیان صد رنگ از شه خواستند ** پس خزینه باز کرد آن ارجمند
  • The Chinese requested the King to give them a hundred colours: then that excellent (king) opened the treasury.
  • هر صباحی از خزینه رنگها ** چینیان را راتبه بود از عطا
  • Every morning, by (his) bounty, the colours were dispensed from the treasury to the Chinese.
  • رومیان گفتند نی نقش و نه رنگ ** در خور آید کار را جز دفع زنگ‌‌
  • The Greeks said, “No tints and pictures are proper for our work, (nothing is needed) except to remove the rust.”
  • در فرو بستند و صیقل می‌‌زدند ** همچو گردون ساده و صافی شدند 3475
  • They shut the door and went on burnishing: they became clear and pure like the sky.
  • از دو صد رنگی به بی‌‌رنگی رهی است ** رنگ چون ابر است و بی‌‌رنگی مهی است‌‌
  • There is a way from many-colouredness to colourlessness: colour is like the clouds, and colourlessness is a moon.
  • هر چه اندر ابر ضو بینی و تاب ** آن ز اختر دان و ماه و آفتاب‌‌
  • Whatsoever light and splendour you see in the clouds, know that it comes from the stars and the moon and the sun.
  • چینیان چون از عمل فارغ شدند ** از پی شادی دهلها می‌‌زدند
  • When the Chinese had finished their work, they were beating drums for joy.
  • شه در آمد دید آن جا نقشها ** می‌‌ربود آن عقل را و فهم را
  • The King entered and saw the pictures there: that (sight) was robbing him of his wits and understanding.