English    Türkçe    فارسی   


  • پس چرا تو خویش را در تهلکه ** می در اندازی چنین در معرکه
  • Then why art thou casting thyself thus into destruction on the field of battle?
  • چون جوان بودی و زفت و سخت‌زه ** تو نمی‌رفتی سوی صف بی زره
  • When thou wert young and robust and strongly-knit, thou didst not go into the battle-line without a coat of mail.
  • چون شدی پیر و ضعیف و منحنی ** پرده‌های لا ابالی می‌زنی 3425
  • Now that thou hast become old and infirm and bent, thou art knocking at the curtains (doors) of recklessness,
  • لا ابالی‌وار با تیغ و سنان ** می‌نمایی دار و گیر و امتحان
  • And with sword and spear, like one who recks of naught, thou art grappling and struggling and making trial (of thyself).
  • تیغ حرمت می‌ندارد پیر را ** کی بود تمییز تیغ و تیر را
  • The sword hath no respect for the old: how should sword and arrow possess discernment?”
  • زین نسق غمخوارگان بی‌خبر ** پند می‌دادند او را از غیر
  • In this manner were the ignorant sympathisers giving him counsel zealously.
  • جواب حمزه مر خلق را
  • The reply of Hamza to the people.
  • گفت حمزه چونک بودم من جوان ** مرگ می‌دیدم وداع این جهان
  • Hamza said, “When I was young, I used to regard farewell to this world as death.
  • سوی مردن کس برغبت کی رود ** پیش اژدرها برهنه کی شود 3430
  • How should any one go to death eagerly? How should he come naked (unarmed) to meet the dragon?
  • لیک از نور محمد من کنون ** نیستم این شهر فانی را زبون
  • But now, through the Light of Mohammed, I am not subject to this city (the world) that is passing away.
  • از برون حس لشکرگاه شاه ** پر همی‌بینم ز نور حق سپاه
  • Beyond (the realm of) the senses, I behold the camp of the (Divine) King thronged with the army of the Light of God,