English    Türkçe    فارسی   

1
1912-1936

  • سالها تو سنگ بودی دل خراش ** آزمون را یک زمانی خاک باش‌‌
  • داستان پیر چنگی که در عهد عمر از بهر خدا روز بی‌‌نوایی چنگ زد میان گورستان‌‌
  • آن شنیده ستی که در عهد عمر ** بود چنگی مطربی با کر و فر
  • بلبل از آواز او بی‌‌خود شدی ** یک طرب ز آواز خوبش صد شدی‌‌
  • مجلس و مجمع دمش آراستی ** وز نوای او قیامت خاستی‌‌ 1915
  • همچو اسرافیل کاوازش به فن ** مردگان را جان در آرد در بدن‌‌
  • یا رسیلی بود اسرافیل را ** کز سماعش پر برستی فیل را
  • سازد اسرافیل روزی ناله را ** جان دهد پوسیده‌‌ی صد ساله را
  • انبیا را در درون هم نغمه‌‌هاست ** طالبان را ز آن حیات بی‌‌بهاست‌‌
  • نشنود آن نغمه‌‌ها را گوش حس ** کز ستمها گوش حس باشد نجس‌‌ 1920
  • نشنود نغمه‌‌ی پری را آدمی ** کاو بود ز اسرار پریان اعجمی‌‌
  • گر چه هم نغمه‌‌ی پری زین عالم است ** نغمه‌‌ی دل برتر از هر دو دم است‌‌
  • که پری و آدمی زندانی‌‌اند ** هر دو در زندان این نادانی‌‌اند
  • معشر الجن سوره‌‌ی رحمان بخوان ** تستطیعوا تنفذوا را باز دان‌‌
  • نغمه‌‌های اندرون اولیا ** اولا گوید که ای اجزای لا 1925
  • هین ز لای نفی سرها بر زنید ** این خیال و وهم یک سو افکنید
  • ای همه پوسیده در کون و فساد ** جان باقیتان نرویید و نزاد
  • گر بگویم شمه‌‌ای ز آن نغمه‌‌ها ** جانها سر بر زنند از دخمه‌‌ها
  • گوش را نزدیک کن کان دور نیست ** لیک نقل آن به تو دستور نیست‌‌
  • هین که اسرافیل وقت‌‌اند اولیا ** مرده را ز یشان حیات است و حیا 1930
  • جان هر یک مرده‌‌ای از گور تن ** بر جهد ز آوازشان اندر کفن‌‌
  • گوید این آواز ز آوازها جداست ** زنده کردن کار آواز خداست‌‌
  • ما بمردیم و بکلی کاستیم ** بانگ حق آمد همه برخاستیم‌‌
  • بانگ حق اندر حجاب و بی‌‌حجاب ** آن دهد کو داد مریم را ز جیب‌‌
  • ای فناتان نیست کرده زیر پوست ** باز گردید از عدم ز آواز دوست‌‌ 1935
  • مطلق آن آواز خود از شه بود ** گر چه از حلقوم عبد الله بود