English    Türkçe    فارسی   

1
1934-1958

  • بانگ حق اندر حجاب و بی‌‌حجاب ** آن دهد کو داد مریم را ز جیب‌‌
  • ای فناتان نیست کرده زیر پوست ** باز گردید از عدم ز آواز دوست‌‌ 1935
  • مطلق آن آواز خود از شه بود ** گر چه از حلقوم عبد الله بود
  • گفته او را من زبان و چشم تو ** من حواس و من رضا و خشم تو
  • رو که بی‌‌یسمع و بی‌‌یبصر تویی ** سر تویی چه جای صاحب سر تویی‌‌
  • چون شدی من کان لله از وله ** من ترا باشم که کان الله له‌‌
  • گه تویی گویم ترا گاهی منم ** هر چه گویم آفتاب روشنم‌‌ 1940
  • هر کجا تابم ز مشکات دمی ** حل شد آن جا مشکلات عالمی‌‌
  • ظلمتی را کافتابش بر نداشت ** از دم ما گردد آن ظلمت چو چاشت‌‌
  • آدمی را او به خویش اسما نمود ** دیگران را ز آدم اسما می‌‌گشود
  • خواه ز آدم گیر نورش خواه از او ** خواه از خم گیر می‌‌خواه از کدو
  • کاین کدو با خنب پیوسته ست سخت ** نی چو تو شاد آن کدوی نیک بخت‌‌ 1945
  • گفت طوبی من رآنی مصطفا ** و الذی یبصر لمن وجهی رأی‌‌
  • چون چراغی نور شمعی را کشید ** هر که دید آن را یقین آن شمع دید
  • همچنین تا صد چراغ ار نقل شد ** دیدن آخر لقای اصل شد
  • خواه از نور پسین بستان تو آن ** هیچ فرقی نیست خواه از شمع‌‌دان‌‌
  • خواه بین نور از چراغ آخرین ** خواه بین نورش ز شمع غابرین‌‌ 1950
  • در بیان این حدیث که إن لربکم فی أیام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها
  • گفت پیغمبر که نفحتهای حق ** اندر این ایام می‌‌آرد سبق‌‌
  • گوش و هش دارید این اوقات را ** در ربایید این چنین نفحات را
  • نفحه آمد مر شما را دید و رفت ** هر که را که خواست جان بخشید و رفت‌‌
  • نفحه‌‌ی دیگر رسید آگاه باش ** تا از این هم وانمانی خواجه‌‌تاش‌‌
  • جان ناری یافت از وی انطفا ** مرده پوشید از بقای او قبا 1955
  • تازگی و جنبش طوبی است این ** همچو جنبشهای حیوان نیست این‌‌
  • گر در افتد در زمین و آسمان ** زهره‌‌هاشان آب گردد در زمان‌‌
  • خود ز بیم این دم بی‌‌منتها ** باز خوان فأبين أن یحملنها