English    Türkçe    فارسی   

1
2389-2413

  • ای ستیره هیچ تو برخاستی ** خویشتن را بهر کور آراستی‌‌
  • گر جهان را پر در مکنون کنم ** روزی تو چون نباشد چون کنم‌‌ 2390
  • ترک جنگ و ره زنی ای زن بگو ** ور نمی‌‌گویی به ترک من بگو
  • مر مرا چه جای جنگ نیک و بد ** کاین دلم از صلحها هم می‌‌رمد
  • گر خمش کردی و گرنه آن کنم ** که همین دم ترک خان و مان کنم‌‌
  • مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفته‌‌ی خویش‌‌
  • زن چو دید او را که تند و توسن است ** گشت گریان گریه خود دام زن است‌‌
  • گفت از تو کی چنین پنداشتم ** از تو من اومید دیگر داشتم‌‌ 2395
  • زن در آمد از طریق نیستی ** گفت من خاک شمایم نه ستی‌‌
  • جسم و جان و هر چه هستم آن تست ** حکم و فرمان جملگی فرمان تست‌‌
  • گر ز درویشی دلم از صبر جست ** بهر خویشم نیست آن بهر تو است‌‌
  • تو مرا در دردها بودی دوا ** من نمی‌‌خواهم که باشی بی‌‌نوا
  • جان تو کز بهر خویشم نیست این ** از برای تستم این ناله و حنین‌‌ 2400
  • خویش من و الله که بهر خویش تو ** هر نفس خواهد که میرد پیش تو
  • کاش جانت کش روان من فدی ** از ضمیر جان من واقف بدی‌‌
  • چون تو با من این چنین بودی به ظن ** هم ز جان بیزار گشتم هم ز تن‌‌
  • خاک را بر سیم و زر کردیم چون ** تو چنینی با من ای جان را سکون‌‌
  • تو که در جان و دلم جا می‌‌کنی ** زین قدر از من تبرا می‌‌کنی‌‌ 2405
  • تو تبرا کن که هستت دستگاه ** ای تبرای ترا جان عذر خواه‌‌
  • یاد می‌‌کن آن زمانی را که من ** چون صنم بودم تو بودی چون شمن‌‌
  • بنده بر وفق تو دل افروخته ست ** هر چه گویی پخت گوید سوخته ست‌‌
  • من سپاناخ تو با هر چم پزی ** یا ترش با یا که شیرین می‌‌سزی‌‌
  • کفر گفتم نک به ایمان آمدم ** پیش حکمت از سر جان آمدم‌‌ 2410
  • خوی شاهانه‌‌ی ترا نشناختم ** پیش تو گستاخ خر در تاختم‌‌
  • چون ز عفو تو چراغی ساختم ** توبه کردم اعتراض انداختم‌‌
  • می‌‌نهم پیش تو شمشیر و کفن ** می‌‌کشم پیش تو گردن را بزن‌‌