English    Türkçe    فارسی   

1
273-297

  • این خورد زاید همه بخل و حسد ** و آن خورد زاید همه نور احد
  • این زمین پاک و ان شوره ست و بد ** این فرشته‌‌ی پاک و ان دیو است و دد
  • هر دو صورت گر بهم ماند رواست ** آب تلخ و آب شیرین را صفاست‌‌ 275
  • جز که صاحب ذوق کی شناسد بیاب ** او شناسد آب خوش از شوره آب‌‌
  • سحر را با معجزه کرده قیاس ** هر دو را بر مکر پندارد اساس‌‌
  • ساحران موسی از استیزه را ** بر گرفته چون عصای او عصا
  • زین عصا تا آن عصا فرقی است ژرف ** زین عمل تا آن عمل راهی شگرف‌‌
  • لعنة الله این عمل را در قفا ** رحمه الله آن عمل را در وفا 280
  • کافران اندر مری بوزینه طبع ** آفتی آمد درون سینه طبع‌‌
  • هر چه مردم می‌‌کند بوزینه هم ** آن کند کز مرد بیند دم‌‌به‌‌دم‌‌
  • او گمان برده که من کژدم چو او ** فرق را کی داند آن استیزه رو
  • این کند از امر و او بهر ستیز ** بر سر استیزه رویان خاک ریز
  • آن منافق با موافق در نماز ** از پی استیزه آید نی نیاز 285
  • در نماز و روزه و حج و زکات ** با منافق مومنان در برد و مات‌‌
  • مومنان را برد باشد عاقبت ** بر منافق مات اندر آخرت‌‌
  • گر چه هر دو بر سر یک بازی‌‌اند ** هر دو با هم مروزی و رازی‌‌اند
  • هر یکی سوی مقام خود رود ** هر یکی بر وفق نام خود رود
  • مومنش خوانند جانش خوش شود ** ور منافق تیز و پر آتش شود 290
  • نام او محبوب از ذات وی است ** نام این مبغوض از آفات وی است‌‌
  • میم و واو و میم و نون تشریف نیست ** لفظ مومن جز پی تعریف نیست‌‌
  • گر منافق خوانی‌‌اش این نام دون ** همچو کژدم می‌‌خلد در اندرون‌‌
  • گرنه این نام اشتقاق دوزخ است ** پس چرا در وی مذاق دوزخ است‌‌
  • زشتی آن نام بد از حرف نیست ** تلخی آن آب بحر از ظرف نیست‌‌ 295
  • حرف ظرف آمد در او معنی چو آب ** بحر معنی عنده أم الکتاب‌‌
  • بحر تلخ و بحر شیرین در جهان ** در میانشان برزخ لا یبغیان‌‌