English    Türkçe    فارسی   

1
3025-3049

  • چون ز که در بیشه آوردندشان ** کشته و مجروح و اندر خون کشان‌‌ 3025
  • گرگ و روبه را طمع بود اندر آن ** که رود قسمت به عدل خسروان‌‌
  • عکس طمع هر دوشان بر شیر زد ** شیر دانست آن طمعها را سند
  • هر که باشد شیر اسرار و امیر ** او بداند هر چه اندیشد ضمیر
  • هین نگه دار ای دل اندیشه جو ** دل ز اندیشه‌‌ی بدی در پیش او
  • داند و خر را همی‌‌راند خموش ** در رخت خندد برای روی‌‌پوش‌‌ 3030
  • شیر چون دانست آن وسواسشان ** وانگفت و داشت آن دم پاسشان‌‌
  • لیک با خود گفت بنمایم سزا ** مر شما را ای خسیسان گدا
  • مر شما را بس نیامد رای من ** ظنتان این است در اعطای من‌‌
  • ای عقول و رایتان از رای من ** از عطاهای جهان آرای من‌‌
  • نقش با نقاش چه سگالد دگر ** چون سگالش اوش بخشید و خبر 3035
  • این چنین ظن خسیسانه به من ** مر شما را بود ننگان زمن‌‌
  • ظانین بالله ظن السوء را ** گر نبرم سر بود عین خطا
  • وارهانم چرخ را از ننگتان ** تا بماند بر جهان این داستان‌‌
  • شیر با این فکر می‌‌زد خنده فاش ** بر تبسمهای شیر ایمن مباش‌‌
  • مال دنیا شد تبسمهای حق ** کرد ما را مست و مغرور و خلق‌‌ 3040
  • فقر و رنجوری به استت ای سند ** کان تبسم دام خود را بر کند
  • امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن که پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما
  • گفت شیر ای گرگ این را بخش کن ** معدلت را نو کن ای گرگ کهن‌‌
  • نایب من باش در قسمت‌‌گری ** تا پدید آید که تو چه گوهری‌‌
  • گفت ای شه گاو وحشی بخش تست ** آن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست‌‌
  • بز مرا که بز میانه ست و وسط ** روبها خرگوش بستان بی‌‌غلط 3045
  • شیر گفت ای گرگ چون گفتی بگو ** چون که من باشم تو گویی ما و تو
  • گرگ خود چه سگ بود کاو خویش دید ** پیش چون من شیر بی‌‌مثل و ندید
  • گفت پیش آ ای خری کاو خود بدید ** پیشش آمد پنجه زد او را درید
  • چون ندیدش مغز و تدبیر رشید ** در سیاست پوستش از سر کشید