English    Türkçe    فارسی   

1
3927-3951

  • مرگ بی‌‌مرگی بود ما را حلال ** برگ بی‌‌برگی بود ما را نوال‌‌
  • ظاهرش مرگ و به باطن زندگی ** ظاهرش ابتر نهان پایندگی‌‌
  • در رحم زادن جنین را رفتن است ** در جهان او را ز نو بشکفتن است‌‌
  • چون مرا سوی اجل عشق و هواست ** نهی لا تلقوا بأيدیکم مراست‌‌ 3930
  • ز آنکه نهی از دانه‌‌ی شیرین بود ** تلخ را خود نهی حاجت کی شود
  • دانه‌‌ای که تلخ باشد مغز و پوست ** تلخی و مکروهی‌‌اش خود نهی اوست‌‌
  • دانه‌‌ی مردن مرا شیرین شده ست ** بل هم احیاء پی من آمده ست‌‌
  • اقتلونی یا ثقاتی لائما ** إن فی قتلی حیاتی دایما
  • إن فی موتی حیاتی یا فتی ** کم أفارق موطنی حتی متی‌‌ 3935
  • فرقتی لو لم تکن فی ذا السکون ** لم یقل إنا إليه راجعون‌‌
  • راجع آن باشد که باز آید به شهر ** سوی وحدت آید از تفریق دهر
  • افتادن رکابدار هر باری پیش علی کرم الله وجهه که ای امیر المؤمنین از بهر خدا مرا بکش و از این قضا برهان‌‌
  • باز آمد کای علی زودم بکش ** تا نبینم آن دم و وقت ترش‌‌
  • من حلالت می‌‌کنم خونم بریز ** تا نبیند چشم من آن رستخیز
  • گفتم ار هر ذره‌‌ای خونی شود ** خنجر اندر کف به قصد تو رود 3940
  • یک سر مو از تو نتواند برید ** چون قلم بر تو چنان خطی کشید
  • لیک بی‌‌غم شو شفیع تو منم ** خواجه‌‌ی روحم نه مملوک تنم‌‌
  • پیش من این تن ندارد قیمتی ** بی‌‌تن خویشم فتی ابن الفتی‌‌
  • خنجر و شمشیر شد ریحان من ** مرگ من شد بزم و نرگسدان من‌‌
  • آن که او تن را بدین سان پی کند ** حرص میری و خلافت کی کند 3945
  • ز آن به ظاهر کوشد اندر جاه و حکم ** تا امیران را نماید راه و حکم‌‌
  • تا امیری را دهد جانی دگر ** تا دهد نخل خلافت را ثمر
  • بیان آن که فتح طلبیدن پیغامبر علیه السلام مکه را و غیر مکه را بجهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است که الدنیا جیفه بلکه به امر بود
  • جهد پیغمبر به فتح مکه هم ** کی بود در حب دنیا متهم‌‌
  • آن که او از مخزن هفت آسمان ** چشم و دل بر بست روز امتحان‌‌
  • از پی نظاره‌‌ی او حور و جان ** پر شده آفاق هر هفت آسمان‌‌ 3950
  • خویشتن آراسته از بهر او ** خود و را پروای غیر دوست کو