English    Türkçe    فارسی   

1
534-558

  • گاو که بود تا تو ریش او شوی ** خاک چه بود تا حشیش او شوی‌‌
  • چون زنی از کار بد شد روی زرد ** مسخ کرد او را خدا و زهره کرد 535
  • عورتی را زهره کردن مسخ بود ** خاک و گل گشتن نه مسخ است ای عنود
  • روح می‌‌بردت سوی چرخ برین ** سوی آب و گل شدی در اسفلین‌‌
  • خویشتن را مسخ کردی زین سفول ** ز آن وجودی که بد آن رشک عقول‌‌
  • پس ببین کین مسخ کردن چون بود ** پیش آن مسخ این به غایت دون بود
  • اسب همت سوی اختر تاختی ** آدم مسجود را نشناختی‌‌ 540
  • آخر آدم زاده‌‌ای ای ناخلف ** چند پنداری تو پستی را شرف‌‌
  • چند گویی من بگیرم عالمی ** این جهان را پر کنم از خود همی‌‌
  • گر جهان پر برف گردد سربه‌‌سر ** تاب خور بگدازدش با یک نظر
  • وزر او و صد وزیر و صد هزار ** نیست گرداند خدا از یک شرار
  • عین آن تخییل را حکمت کند ** عین آن زهر آب را شربت کند 545
  • آن گمان انگیز را سازد یقین ** مهرها رویاند از اسباب کین‌‌
  • پرورد در آتش ابراهیم را ** ایمنی روح سازد بیم را
  • از سبب سوزیش من سودایی‌‌ام ** در خیالاتش چو سوفسطایی‌‌ام‌‌
  • مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
  • مکر دیگر آن وزیر از خود ببست ** وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست‌‌
  • در مریدان در فکند از شوق سوز ** بود در خلوت چهل پنجاه روز 550
  • خلق دیوانه شدند از شوق او ** از فراق حال و قال و ذوق او
  • لابه و زاری همی‌‌کردند و او ** از ریاضت گشته در خلوت دو تو
  • گفته ایشان نیست ما را بی‌‌تو نور ** بی‌‌عصا کش چون بود احوال کور
  • از سر اکرام و از بهر خدا ** بیش از این ما را مدار از خود جدا
  • ما چو طفلانیم و ما را دایه تو ** بر سر ما گستران آن سایه تو 555
  • گفت جانم از محبان دور نیست ** لیک بیرون آمدن دستور نیست‌‌
  • آن امیران در شفاعت آمدند ** و آن مریدان در شناعت آمدند
  • کاین چه بد بختی است ما را ای کریم ** از دل و دین مانده ما بی‌‌تو یتیم‌‌