English    Türkçe    فارسی   

1
640-664

  • کافران چون جنس سجین آمدند ** سجن دنیا را خوش آیین آمدند 640
  • انبیا چون جنس علیین بدند ** سوی علیین جان و دل شدند
  • این سخن پایان ندارد لیک ما ** باز گوییم آن تمامی قصه را
  • نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت
  • آن وزیر از اندرون آواز داد ** کای مریدان از من این معلوم باد
  • که مرا عیسی چنین پیغام کرد ** کز همه یاران و خویشان باش فرد
  • روی در دیوار کن تنها نشین ** وز وجود خویش هم خلوت گزین‌‌ 645
  • بعد از این دستوری گفتار نیست ** بعد از این با گفت و گویم کار نیست‌‌
  • الوداع ای دوستان من مرده‌‌ام ** رخت بر چارم فلک بر برده‌‌ام‌‌
  • تا به زیر چرخ ناری چون حطب ** من نسوزم در عنا و در عطب‌‌
  • پهلوی عیسی نشینم بعد از این ** بر فراز آسمان چارمین‌‌
  • ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جدا جدا
  • و آن گهانی آن امیران را بخواند ** یک به یک تنها به هر یک حرف راند 650
  • گفت هر یک را به دین عیسوی ** نایب حق و خلیفه‌‌ی من توی‌‌
  • و آن امیران دگر اتباع تو ** کرد عیسی جمله را اشیاع تو
  • هر امیری کو کشید گردن بگیر ** یا بکش یا خود همی‌‌دارش اسیر
  • لیک تا من زنده‌‌ام این وامگو ** تا نمیرم این ریاست را مجو
  • تا نمیرم من تو این پیدا مکن ** دعوی شاهی و استیلا مکن‌‌ 655
  • اینک این طومار و احکام مسیح ** یک به یک بر خوان تو بر امت فصیح‌‌
  • هر امیری را چنین گفت او جدا ** نیست نایب جز تو در دین خدا
  • هر یکی را کرد او یک یک عزیز ** هر چه آن را گفت این را گفت نیز
  • هر یکی را او یکی طومار داد ** هر یکی ضد دگر بود المراد
  • جملگی طومارها بد مختلف ** چون حروف آن جمله از یا تا الف‌‌ 660
  • حکم این طومار ضد حکم آن ** پیش از این کردیم این ضد را بیان‌‌
  • کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
  • بعد از آن چل روز دیگر در ببست ** خویش کشت و از وجود خود برست‌‌
  • چون که خلق از مرگ او آگاه شد ** بر سر گورش قیامت‌‌گاه شد
  • خلق چندان جمع شد بر گور او ** موکنان جامه دران در شور او