English    Türkçe    فارسی   

3
2176-2200

  • آن دقوقی در امامت کرد ساز ** اندر آن ساحل در آمد در نماز
  • و آن جماعت در پی او در قیام ** اینت زیبا قوم و بگزیده امام
  • ناگهان چشمش سوی دریا فتاد ** چون شنید از سوی دریا داد داد
  • در میان موج دید او کشتیی ** در قضا و در بلا و زشتیی
  • هم شب و هم ابر و هم موج عظیم ** این سه تاریکی و از غرقاب بیم 2180
  • تند بادی همچو عزرائیل خاست ** موجها آشوفت اندر چپ و راست
  • اهل کشتی از مهابت کاسته ** نعره وا ویلها برخاسته
  • دستها در نوحه بر سر می‌زدند ** کافر و ملحد همه مخلص شدند
  • با خدا با صد تضرع آن زمان ** عهدها و نذرها کرده بجان
  • سر برهنه در سجود آنها که هیچ ** رویشان قبله ندید از پیچ پیچ 2185
  • گفته که بی‌فایده‌ست این بندگی ** آن زمان دیده در آن صد زندگی
  • از همه اومید ببریده تمام ** دوستان و خال و عم بابا و مام
  • زاهد و فاسق شد آن دم متقی ** همچو در هنگام جان کندن شقی
  • نه ز چپشان چاره بود و نه ز راست ** حیله‌ها چون مرد هنگام دعاست
  • در دعا ایشان و در زاری و آه ** بر فلک زیشان شده دود سیاه 2190
  • دیو آن دم از عداوت بین بین ** بانگ زد کای سگ‌پرستان علتین
  • مرگ و جسک ای اهل انکار و نفاق ** عاقبت خواهد بدن این اتفاق
  • چشمتان تر باشد از بعد خلاص ** که شوید از بهر شهوت دیو خاص
  • یادتان ناید که روزی در خطر ** دستتان بگرفت یزدان از قدر
  • این همی‌آمد ندا از دیو لیک ** این سخن را نشنود جز گوش نیک 2195
  • راست فرمودست با ما مصطفی ** قطب و شاهنشاه و دریای صفا
  • کانچ جاهل دید خواهد عاقبت ** عاقلان بینند ز اول مرتبت
  • کارها ز آغاز اگر غیبست و سر ** عاقل اول دید و آخر آن مصر
  • اولش پوشیده باشد و آخر آن ** عاقل و جاهل ببیند در عیان
  • گر نبینی واقعه‌ی غیب ای عنود ** حزم را سیلاب کی اندر ربود 2200