English    Türkçe    فارسی   

3
2435-2459

  • ظالم از مظلوم آنکس پی برد ** کو سر نفس ظلوم خود برد 2435
  • ورنه آن ظالم که نفس است از درون ** خصم هر مظلوم باشد از جنون
  • سگ هماره حمله بر مسکین کند ** تا تواند زخم بر مسکین زند
  • شرم شیران راست نه سگ را بدان ** که نگیرد صید از همسایگان
  • عامه‌ی مظلوم‌کش ظالم‌پرست ** از کمین سگشان سوی داود جست
  • روی در داود کردند آن فریق ** کای نبی مجتبی بر ما شفیق 2440
  • این نشاید از تو کین ظلمیست فاش ** قهر کردی بی‌گناهی را بلاش
  • عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند
  • گفت ای یاران زمان آن رسید ** کان سر مکتوم او گردد پدید
  • جمله برخیزید تا بیرون رویم ** تا بر آن سر نهان واقف شویم
  • در فلان صحرا درختی هست زفت ** شاخهااش انبه و بسیار و چفت
  • سخت راسخ خیمه‌گاه و میخ او ** بوی خون می‌آیدم از بیخ او 2445
  • خون شدست اندر بن آن خوش درخت ** خواجه راکشتست این منحوس‌بخت
  • تا کنون حلم خدا پوشید آن ** آخر از ناشکری آن قلتبان
  • که عیال خواجه را روزی ندید ** نه بنوروز و نه موسمهای عید
  • بی‌نوایان را به یک لقمه نجست ** یاد ناورد او ز حقهای نخست
  • تا کنون از بهر یک گاو این لعین ** می‌زند فرزند او را در زمین 2450
  • او بخود برداشت پرده از گناه ** ورنه می‌پوشید جرمش را اله
  • کافر و فاسق درین دور گزند ** پرده خود را بخود بر می‌درند
  • ظلم مستورست در اسرار جان ** می‌نهد ظالم بپیش مردمان
  • که ببینیدم که دارم شاخها ** گاو دوزخ را ببینید از ملا
  • گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا
  • پس همینجا دست و پایت در گزند ** بر ضمیر تو گواهی می‌دهند 2455
  • چون موکل می‌شود برتو ضمیر ** که بگو تو اعتقادت وا مگیر
  • خاصه در هنگام خشم و گفت و گو ** می‌کند ظاهر سرت را مو بمو
  • چون موکل می‌شود ظلم و جفا ** که هویدا کن مرا ای دست و پا
  • چون همی‌گیرد گواه سر لگام ** خاصه وقت جوش و خشم و انتقام