English    Türkçe    فارسی   

3
2618-2642

  • شهر را هشتند و بیرون آمدند ** در هزیمت در دهی اندر شدند
  • اندر آن ده مرغ فربه یافتند ** لیک ذره‌ی گوشت بر وی نه نژند
  • مرغ مرده‌ی خشک وز زخم کلاغ ** استخوانها زار گشته چون پناغ 2620
  • زان همی‌خوردند چون از صید شیر ** هر یکی از خوردنش چون پیل سیر
  • هر سه زان خوردند و بس فربه شدند ** چون سه پیل بس بزرگ و مه شدند
  • آنچنان کز فربهی هر یک جوان ** در نگنجیدی ز زفتی در جهان
  • با چنین گبزی و هفت اندام زفت ** از شکاف در برون جستند و رفت
  • راه مرگ خلق ناپیدا رهیست ** در نظر ناید که آن بی‌جا رهیست 2625
  • نک پیاپی کاروانها مقتفی ** زین شکاف در که هست آن مختفی
  • بر در ار جویی نیابی آن شکاف ** سخت ناپیدا و زو چندین زفاف
  • شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن
  • کر امل را دان که مرگ ما شنید ** مرگ خود نشنید و نقل خود ندید
  • حرص نابیناست بیند مو بمو ** عیب خلقان و بگوید کو بکو
  • عیب خود یک ذره چشم کور او ** می‌نبیند گرچه هست او عیب‌جو 2630
  • عور می‌ترسد که دامانش برند ** دامن مرد برهنه چون درند
  • مرد دنیا مفلس است و ترسناک ** هیچ او را نیست از دزدانش باک
  • او برهنه آمد و عریان رود ** وز غم دزدش جگر خون می‌شود
  • وقت مرگش که بود صد نوحه بیش ** خنده آید جانش را زین ترس خویش
  • آن زمان داند غنی کش نیست زر ** هم ذکی داند که او بد بی‌هنر 2635
  • چون کنار کودکی پر از سفال ** کو بر آن لرزان بود چون رب مال
  • گر ستانی پاره‌ای گریان شود ** پاره گر بازش دهی خندان شود
  • چون نباشد طفل را دانش دثار ** گریه و خنده‌ش ندارد اعتبار
  • محتشم چون عاریت را ملک دید ** پس بر آن مال دروغین می‌طپید
  • خواب می‌بیند که او را هست مال ** ترسد از دزدی که برباید جوال 2640
  • چون ز خوابش بر جهاند گوش‌کش ** پس ز ترس خویش تسخر آیدش
  • همچنان لرزانی این عالمان ** که بودشان عقل و علم این جهان