English    Türkçe    فارسی   

3
3317-3341

  • اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست ** کور اخترگوی و محرومی ز راست
  • گفت او را آن خروس با خبر ** که سقط شد اسپ او جای دگر
  • اسپ را بفروخت و جست او از زیان ** آن زیان انداخت او بر دیگران
  • لیک فردا استرش گردد سقط ** مر سگان را باشد آن نعمت فقط 3320
  • زود استر را فروشید آن حریص ** یافت از غم وز زیان آن دم محیص
  • روز ثالث گفت سگ با آن خروس ** ای امیر کاذبان با طبل و کوس
  • گفت او بفروخت استر را شتاب ** گفت فردایش غلام آید مصاب
  • چون غلام او بمیرد نانها ** بر سگ و خواهنده ریزند اقربا
  • این شنید و آن غلامش را فروخت ** رست از خسران و رخ را بر فروخت 3325
  • شکرها می‌کرد و شادیها که من ** رستم از سه واقعه اندر زمن
  • تا زبان مرغ و سگ آموختم ** دیده‌ی س القضا را دوختم
  • روز دیگر آن سگ محروم گفت ** کای خروس ژاژخا کو طاق و جفت
  • خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده
  • چند چند آخر دروغ و مکر تو ** خود نپرد جز دروغ از وکر تو
  • گفت حاشا از من و از جنس من ** که بگردیم از دروغی ممتحن 3330
  • ما خروسان چون مذن راست‌گوی ** هم رقیب آفتاب و وقت‌جوی
  • پاسبان آفتابیم از درون ** گر کنی بالای ما طشتی نگون
  • پاسبان آفتابند اولیا ** در بشر واقف ز اسرار خدا
  • اصل ما را حق پی بانگ نماز ** داد هدیه آدمی را در جهاز
  • گر بناهنگام سهوی‌مان رود ** در اذان آن مقتل ما می‌شود 3335
  • گفت ناهنگام حی عل فلاح ** خون ما را می‌کند خوار و مباح
  • آنک معصوم آمد و پاک از غلط ** آن خروس جان وحی آمد فقط
  • آن غلامش مرد پیش مشتری ** شد زیان مشتری آن یکسری
  • او گریزانید مالش را ولیک ** خون خود را ریخت اندر یاب نیک
  • یک زیان دفع زیانها می‌شدی ** جسم و مال ماست جانها را فدا 3340
  • پیش شاهان در سیاست‌گستری ** می‌دهی تو مال و سر را می‌خری