English    Türkçe    فارسی   

3
3418-3442

  • مغز نغزی دارد آخر آدمی ** یکدمی آن را طلب گر زان دمی
  • در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره
  • اندر آخر حمزه چون در صف شدی ** بی زره سرمست در غزو آمدی
  • سینه باز و تن برهنه پیش پیش ** در فکندی در صف شمشیر خویش 3420
  • خلق پرسیدند کای عم رسول ** ای هزبر صف‌شکن شاه فحول
  • نه تو لا تلقوا بایدیکم الی ** تهلکه خواندی ز پیغام خدا
  • پس چرا تو خویش را در تهلکه ** می در اندازی چنین در معرکه
  • چون جوان بودی و زفت و سخت‌زه ** تو نمی‌رفتی سوی صف بی زره
  • چون شدی پیر و ضعیف و منحنی ** پرده‌های لا ابالی می‌زنی 3425
  • لا ابالی‌وار با تیغ و سنان ** می‌نمایی دار و گیر و امتحان
  • تیغ حرمت می‌ندارد پیر را ** کی بود تمییز تیغ و تیر را
  • زین نسق غمخوارگان بی‌خبر ** پند می‌دادند او را از غیر
  • جواب حمزه مر خلق را
  • گفت حمزه چونک بودم من جوان ** مرگ می‌دیدم وداع این جهان
  • سوی مردن کس برغبت کی رود ** پیش اژدرها برهنه کی شود 3430
  • لیک از نور محمد من کنون ** نیستم این شهر فانی را زبون
  • از برون حس لشکرگاه شاه ** پر همی‌بینم ز نور حق سپاه
  • خیمه در خیمه طناب اندر طناب ** شکر آنک کرد بیدارم ز خواب
  • آنک مردن پیش چشمش تهلکه‌ست ** امر لا تلقوا بگیرد او به دست
  • و آنک مردن پیش او شد فتح باب ** سارعوا آید مرورا در خطاب 3435
  • الحذر ای مرگ‌بینان بارعوا ** العجل ای حشربینان سارعوا
  • الصلا ای لطف‌بینان افرحوا ** البلا ای قهربینان اترحوا
  • هر که یوسف دید جان کردش فدی ** هر که گرگش دید برگشت از هدی
  • مرگ هر یک ای پسر همرنگ اوست ** پیش دشمن دشمن و بر دوست دوست
  • پیش ترک آیینه را خوش رنگیست ** پیش زنگی آینه هم زنگیست 3440
  • آنک می‌ترسی ز مرگ اندر فرار ** آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار
  • روی زشت تست نه رخسار مرگ ** جان تو همچون درخت و مرگ برگ