English    Türkçe    فارسی   

3
3883-3907

  • صد ره و مخلص بود از چپ و راست ** از قضا بسته شود کو اژدهاست
  • جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان را
  • گفت من مستسقیم آبم کشد ** گرچه می‌دانم که هم آبم کشد
  • هیچ مستقسقی بنگریزد ز آب ** گر دو صد بارش کند مات و خراب 3885
  • گر بیاماسد مرا دست و شکم ** عشق آب از من نخواهد گشت کم
  • گویم آنگه که بپرسند از بطون ** کاشکی بحرم روان بودی درون
  • خیک اشکم گو بدر از موج آب ** گر بمیرم هست مرگم مستطاب
  • من بهر جایی که بینم آب جو ** رشکم آید بودمی من جای او
  • دست چون دف و شکم همچون دهل ** طبل عشق آب می‌کوبم چو گل 3890
  • گر بریزد خونم آن روح الامین ** جرعه جرعه خون خورم همچون زمین
  • چون زمین وچون جنین خون‌خواره‌ام ** تا که عاشق گشته‌ام این کاره‌ام
  • شب همی‌جوشم در آتش همچو دیگ ** روز تا شب خون خورم مانند ریگ
  • من پشیمانم که مکر انگیختم ** از مراد خشم او بگریختم
  • گو بران بر جان مستم خشم خویش ** عید قربان اوست و عاشق گاومیش 3895
  • گاو اگر خسپد وگر چیزی خورد ** بهر عید و ذبح او می‌پرورد
  • گاو موسی دان مرا جان داده‌ای ** جزو جزوم حشر هر آزاده‌ای
  • گاو موسی بود قربان گشته‌ای ** کمترین جزوش حیات کشته‌ای
  • برجهید آن کشته ز آسیبش ز جا ** در خطاب اضربوه بعضها
  • یا کرامی اذبحوا هذا البقر ** ان اردتم حشر ارواح النظر 3900
  • از جمادی مردم و نامی شدم ** وز نما مردم به حیوان برزدم
  • مردم از حیوانی و آدم شدم ** پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
  • حمله‌ی دیگر بمیرم از بشر ** تا بر آرم از ملایک پر و سر
  • وز ملک هم بایدم جستن ز جو ** کل شیء هالک الا وجهه
  • بار دیگر از ملک قربان شوم ** آنچ اندر وهم ناید آن شوم 3905
  • پس عدم گردم عدم چون ارغنون ** گویدم که انا الیه راجعون
  • مرگ دان آنک اتفاق امتست ** کاب حیوانی نهان در ظلمتست