English    Türkçe    فارسی   

3
4035-4059

  • طبع طاوسست و وسواست کند ** دم زند تا از مقامت بر کند 4035
  • گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیله‌ی خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن
  • همچو شیطان در سپه شد صد یکم ** خواند افسون که اننی جار لکم
  • چون قریش از گفت او حاضر شدند ** هر دو لشکر در ملاقان آمدند
  • دید شیطان از ملایک اسپهی ** سوی صف مومنان اندر رهی
  • آن جنودا لم تروها صف زده ** گشت جان او ز بیم آتشکده
  • پای خود وا پس کشیده می‌گرفت ** که همی‌بینم سپاهی من شگفت 4040
  • ای اخاف الله ما لی منه عون ** اذهبوا انی اری ما لاترون
  • گفت حارث ای سراقه شکل هین ** دی چرا تو می‌نگفتی اینچنین
  • گفت این دم من همی‌بینم حرب ** گفت می‌بینی جعاشیش عرب
  • می‌نبینی غیر این لیک ای تو ننگ ** آن زمان لاف بود این وقت جنگ
  • دی همی‌گفتی که پایندان شدم ** که بودتان فتح و نصرت دم‌بدم 4045
  • دی زعیم الجیش بودی ای لعین ** وین زمان نامرد و ناچیز و مهین
  • تا بخوردیم آن دم تو و آمدیم ** تو بتون رفتی و ما هیزم شدیم
  • چونک حارث با سراقه گفت این ** از عتابش خشمگین شد آن لعین
  • دست خود خشمین ز دست او کشید ** چون ز گفت اوش درد دل رسید
  • سینه‌اش را کوفت شیطان و گریخت ** خون آن بیچارگان زین مکر ریخت 4050
  • چونک ویران کرد چندین عالم او ** پس بگفت این بری منکم
  • کوفت اندر سینه‌اش انداختش ** پس گریزان شد چو هیبت تاختش
  • نفس و شیطان هر دو یک تن بوده‌اند ** در دو صورت خویش را بنموده‌اند
  • چون فرشته و عقل کایشان یک بدند ** بهر حکمتهاش دو صورت شدند
  • دشمنی داری چنین در سر خویش ** مانع عقلست و خصم جان و کیش 4055
  • یکنفس حمله کند چون سوسمار ** پس بسوراخی گریزد در فرار
  • در دل او سوراخها دارد کنون ** سر ز هر سوراخ می‌آرد برون
  • نام پنهان گشتن دیو از نفوس ** واندر آن سوراخ رفتن شد خنوس
  • که خنوسش چون خنوس قنفذست ** چون سر قنفذ ورا آمد شذست