English    Türkçe    فارسی   

3
4078-4102

  • گفت او سحرست و ویرانی تو ** گفت من سحرست و دفع سحر او
  • مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش
  • گفت پیغامبر که ان فی البیان ** سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان
  • هین مکن جلدی برو ای بوالکرم ** مسجد و ما را مکن زین متهم 4080
  • که بگوید دشمنی از دشمنی ** آتشی در ما زند فردا دنی
  • که بتاسانید او را ظالمی ** بر بهانه‌ی مسجد او بد سالمی
  • تا بهانه‌ی قتل بر مسجد نهد ** چونک بدنامست مسجد او جهد
  • تهمتی بر ما منه ای سخت‌جان ** که نه‌ایم آمن ز مکر دشمنان
  • هین برو جلدی مکن سودا مپز ** که نتان پیمود کیوان را بگز 4085
  • چون تو بسیاران بلافیده ز بخت ** ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت
  • هین برو کوتاه کن این قیل و قال ** خویش و ما را در میفکن در وبال
  • جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی
  • گفت ای یاران از آن دیوان نیم ** که ز لا حولی ضعیف آید پیم
  • کودکی کو حارس کشتی بدی ** طبلکی در دفع مرغان می‌زدی
  • تا رمیدی مرغ زان طبلک ز کشت ** کشت از مرغان بد بی خوف گشت 4090
  • چونک سلطان شاه محمود کریم ** برگذر زد آن طرف خیمه‌ی عظیم
  • با سپاهی همچو استاره‌ی اثیر ** انبه و پیروز و صفدر ملک‌گیر
  • اشتری بد کو بدی حمال کوس ** بختیی بد پیش‌رو همچون خروس
  • بانگ کوس و طبل بر وی روز و شب ** می‌زدی اندر رجوع و در طلب
  • اندر آن مزرع در آمد آن شتر ** کودک آن طبلک بزد در حفظ بر 4095
  • عاقلی گفتش مزن طبلک که او ** پخته‌ی طبلست با آنشست خو
  • پیش او چه بود تبوراک تو طفل ** که کشد او طبل سلطان بیست کفل
  • عاشقم من کشته‌ی قربان لا ** جان من نوبتگه طبل بلا
  • خود تبوراکست این تهدیدها ** پیش آنچ دیده است این دیدها
  • ای حریفان من از آنها نیستم ** کز خیالاتی درین ره بیستم 4100
  • من چو اسماعیلیانم بی‌حذر ** بل چو اسمعیل آزادم ز سر
  • فارغم از طمطراق و از ریا ** قل تعالوا گفت جانم را بیا