English    Türkçe    فارسی   

3
4473-4497

  • دید پیغامبر یکی جوقی اسیر ** که همی‌بردند و ایشان در نفیر
  • دیدشان در بند آن آگاه شیر ** می نظر کردند در وی زیر زیر
  • تا همی خایید هر یک از غضب ** بر رسول صدق دندانها و لب 4475
  • زهره نه با آن غضب که دم زنند ** زانک در زنجیر قهر ده‌منند
  • می‌کشاندشان موکل سوی شهر ** می‌برد از کافرستانشان به قهر
  • نه فدایی می‌ستاند نه زری ** نه شفاعت می‌رسد از سروری
  • رحمت عالم همی‌گویند و او ** عالمی را می‌برد حلق و گلو
  • با هزار انکار می‌رفتند راه ** زیر لب طعنه‌زنان بر کار شاه 4480
  • چاره‌ها کردیم و اینجا چاره نیست ** خود دل این مرد کم از خاره نیست
  • ما هزاران مرد شیر الپ ارسلان ** با دو سه عریان سست نیم‌جان
  • این چنین درمانده‌ایم از کژرویست ** یا ز اخترهاست یا خود جادویست
  • بخت ما را بر درید آن بخت او ** تخت ما شد سرنگون از تخت او
  • کار او از جادوی گر گشت زفت ** جادوی کردیم ما هم چون نرفت 4485
  • تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایه‌ای طاعنان می‌گفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان می‌گفتید تا گمان آید کی شما طالب حق‌اید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید
  • از بتان و از خدا در خواستیم ** که بکن ما را اگر ناراستیم
  • آنک حق و راستست از ما و او ** نصرتش ده نصرت او را بجو
  • این دعا بسیار کردیم و صلات ** پیش لات و پیش عزی و منات
  • که اگر حقست او پیداش کن ** ور نباشد حق زبون ماش کن
  • چونک وا دیدیم او منصور بود ** ما همه ظلمت بدیم او نور بود 4490
  • این جواب ماست کانچ خواستید ** گشت پیدا که شما ناراستید
  • باز این اندیشه را از فکر خویش ** کور می‌کردند و دفع از ذکر خویش
  • کین تفکرمان هم از ادبار رست ** که صواب او شود در دل درست
  • خود چه شد گر غالب آمد چند بار ** هر کسی را غالب آرد روزگار
  • ما هم از ایام بخت‌آور شدیم ** بارها بر وی مظفر آمدیم 4495
  • باز گفتندی که گرچه او شکست ** چون شکست ما نبود آن زشت و پست
  • زانک بخت نیک او را در شکست ** داد صد شادی پنهان زیردست