English    Türkçe    فارسی   

3
4497-4521

  • زانک بخت نیک او را در شکست ** داد صد شادی پنهان زیردست
  • کو باشکسته نمی‌مانست هیچ ** که نه غم بودش در آن نه پیچ پیچ
  • چون نشان مومنان مغلوبیست ** لیک در اشکست ممن خوبیست
  • گر تو مشک و عنبری را بشکنی ** عالمی از فوح ریحان پر کنی 4500
  • ور شکستی ناگهان سرگین خر ** خانه‌ها پر گند گردد تا به سر
  • وقت واگشت حدیبیه بذل ** دولت انا فتحنا زد دهل
  • سر آنک بی‌مراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست
  • آمدش پیغام از دولت که رو ** تو ز منع این ظفر غمگین مشو
  • کاندرین خواری نقدت فتحهاست ** نک فلان قلعه فلان بقعه تراست
  • بنگر آخر چونک واگردید تفت ** بر قریظه و بر نضیر از وی چه رفت 4505
  • قلعه‌ها هم گرد آن دو بقعه‌ها ** شد مسلم وز غنایم نفعها
  • ور نباشد آن تو بنگر کین فریق ** پر غم و رنجند و مفتون و عشیق
  • زهر خواری را چو شکر می‌خورند ** خار غمها را چو اشتر می‌چرند
  • بهر عین غم نه از بهر فرج ** این تسافل پیش ایشان چون درج
  • آنچنان شادند اندر قعر چاه ** که همی‌ترسند از تخت و کلاه 4510
  • هر کجا دلبر بود خود همنشین ** فوق گردونست نه زیر زمین
  • تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی
  • گفت پیغامبر که معراج مرا ** نیست بر معراج یونس اجتبا
  • آن من بر چرخ و آن او نشیب ** زانک قرب حق برونست از حساب
  • قرب نه بالا نه پستی رفتنست ** قرب حق از حبس هستی رستنست
  • نیست را چه جای بالا است و زیر ** نیست را نه زود و نه دورست و دیر 4515
  • کارگاه و گنج حق در نیستیست ** غره‌ی هستی چه دانی نیست چیست
  • حاصل این اشکست ایشان ای کیا ** می‌نماند هیچ با اشکست ما
  • آنچنان شادند در ذل و تلف ** همچو ما در وقت اقبال و شرف
  • برگ بی‌برگی همه اقطاع اوست ** فقر و خواریش افتخارست و علوست
  • آن یکی گفت ار چنانست آن ندید ** چون بخندید او که ما را بسته دید 4520
  • چونک او مبدل شدست و شادیش ** نیست زین زندان و زین آزادیش