English    Türkçe    فارسی   

3
4610-4634

  • گر نشد ایمان تو ای جان چنین ** نیست کامل رو بجو اکمال دین 4610
  • هر که اندر کار تو شد مرگ‌دوست ** بر دل تو بی کراهت دوست اوست
  • چون کراهت رفت آن خود مرگ نیست ** صورت مرگست و نقلان کردنیست
  • چون کراهت رفت مردن نفع شد ** پس درست آید که مردن دفع شد
  • دوست حقست و کسی کش گفت او ** که توی آن من و من آن تو
  • گوش دار اکنون که عاشق می‌رسد ** بسته عشق او را به حبل من مسد 4615
  • چون بدید او چهره‌ی صدر جهان ** گوییا پریدش از تن مرغ جان
  • همچو چوب خشک افتاد آن تنش ** سرد شد از فرق جان تا ناخنش
  • هرچه کردند از بخور و از گلاب ** نه بجنبید و نه آمد در خطاب
  • شاه چون دید آن مزعفر روی او ** پس فرود آمد ز مرکب سوی او
  • گفت عاشق دوست می‌جوید بتفت ** چونک معشوق آمد آن عاشق برفت 4620
  • عاشق حقی و حق آنست کو ** چون بیاید نبود از تو تای مو
  • صد چو تو فانیست پیش آن نظر ** عاشقی بر نفی خود خواجه مگر
  • سایه‌ای و عاشقی بر آفتاب ** شمس آید سایه لا گردد شتاب
  • داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام
  • پشه آمد از حدیقه وز گیاه ** وز سلیمان گشت پشه دادخواه
  • کای سلیمان معدلت می‌گستری ** بر شیاطین و آدمی‌زاد و پری 4625
  • مرغ و ماهی در پناه عدل تست ** کیست آن گم‌گشته کش فضلت نجست
  • داد ده ما را که بس زاریم ما ** بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما
  • مشکلات هر ضعیفی از تو حل ** پشه باشد در ضعیفی خود مثل
  • شهره ما در ضعف و اشکسته‌پری ** شهره تو در لطف و مسکین‌پروری
  • ای تو در اطباق قدرت منتهی ** منتهی ما در کمی و بی‌رهی 4630
  • داد ده ما را ازین غم کن جدا ** دست گیر ای دست تو دست خدا
  • پس سلیمان گفت ای انصاف‌جو ** داد و انصاف از که میخواهی بگو
  • کیست آن کالم که از باد و بروت ** ظلم کردست و خراشیدست روت
  • ای عجب در عهد ما ظالم کجاست ** کو نه اندر حبس و در زنجیر ماست